نظر سنجی

ساختار حکومتی مطلوب شما در افغانستان کدام است؟
 

آمار وب سایت

نگاهي به اولين انتخابات در افغانستان – ملي يا قومي؟ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(2 امتیاز)
نوشته شده توسط دختران اصلاح طلب   
دوشنبه ، 18 خرداد 1388 ، 13:01

 

 

در 18 ميزان سال 83 اولين انتخابات به اصطلاح آزاد, سري و مستقم زير نظر سازمان ملل متحد در افغانستان برگزار شد, در اين انتخابات مردم مظلوم با وجود تهديدهاي گروههاي تروريستي, به صورت بي نظير و با شكوهي وصف ناپذير شركت جستند, اما بخاطراحتمال تقلب و تخلف در روند انتخابات، نوع يأس و بدبيني در ميان مردم سايه افكند و در نتيجه ميليون ها انسان دردمند و بويژه طبقه روشنفكر جامعه را در غم و اندوه فرو برد, كه چرا اولين دست آورد مهم در تاريخ سياسي كشور دچار انحراف مي گردد. در هر حال ما تصميم گرفتيم كه زمينه هاي انتخابات قومي, محلي يا ملي را به بحث و بررسي بگيريم, بدين جهت ناگزيريم جغرافياي قومي وزباني را در ضمن بحثها روشن سازيم و آن گاه ميزان آراي مردم را در مناطق مختلف در خلال بحثها مورد دقت قرار دهيم تا روشن گردد كه در كدام يك از مناطق كشور انتخابات محلي يا ملي برگزار شده است, گفتني است كه طبق معمول تعريف برخي اصطلاحات لازم و ضروري به نظر مي رسد, نخست به اين امر مهم توجه مي كنيم. قوم يعني گروهي مردم, جماعتي از مردم, خويشاوندان, همچنين قبيله نيز عبارتند از: طايفه, گروه, گروهي از فرزندان يك پدر. اما ملاك و معيار قوميت و قبيله, زبان, لهجه, گويش, سنت و آداب محلي دانسته مي شود ولي در افغانستان مليت واحد, هويت ملي و ملت تعريف روشن و معيار مشخصي ندارد زيرا معيار و ملاك آن از ديدگاه اقوام متفاوت ارزيابي مي شود بدليل اينكه: اگر معيار ملت واحد, فرهنگ و تمدن كهن اين سرزمين را در نظر بگيريم, به يقين كه ملاك و معيار ملي را بايد در فرهنگ و تمدن فارسي زبانها بايد جستجو كرد كه متأسفانه اين فرهنگ و تمدن تاريخي مورد حملات شديد قبايل جنوب قرار گرفته است. اگر ملاك و معيار ملت واحد؛ زبان, فرهنگ اقوام جنوب كشور را در نظر بگيريم هيچ گونه دليل علمي و منطقي وجود ندارد, زيرا فرهنگ, سنت و زبان قبايل جنوب متاسفانه از هيچ گونه سابقه درخشان تاريخي و نقش سازنده و برازنده برخوردار نيست, در تاريخ كشور داراي هيچ گونه جاذبيت ومطلوبيت هم نبوده است. تعريف ملت: ملت در لغت به معني شريعت, كيش, آيين, پيروان يك دين و مردم يك كشور كه از يك نژاد و تابع يك دولت باشند, آماده است اما وقتيكه سخن از ملت و وحدت ملي به ميان آيد, مباني آن يعني سرزمين, زبان, آداب, مكتب و دين در اذهان تداعي مي كند, لذا آن دسته از كساني كه انديشه و فكرملي دارند در فكر وحدت ارضي, وحدت ملي و همبستگي اقوام و حفظ فرهنگ ها, سنت ها و آداب تمام طوايف مي باشند. با توجه با تعريف فوق, مي بينم كه سياستهاي قبايل حاكم در گذشته تنشهاي قومي, زباني و فرهنگي را تشديد كرده و در نتيجه بحران هويت ملي را به وجود آورد, حالا كه سخن به اينجا رسيده بناچار در اين نوشتار جغرافياي قومي, زباني مورد توجه قرار گيرد زيرا بسياري از دانشوران علوم سياسي انتخابات رياست جمهوري افغانستان را قومي تلقي مي كند بدين جهت است كه ما يك سير و سفري به مناطق اقوام عمده كه نقش اصلي و سازنده در مشاركت سياسي دارند, بايد داشته باشيم. نگاهي به اولين انتخابات در افغانستان – ملي يا قومي؟ - جوادي دايكندي اشاره در 18 ميزان سال 83 اولين انتخابات به اصطلاح آزاد, سري و مستقم زير نظر سازمان ملل متحد در افغانستان برگزار شد, در اين انتخابات مردم مظلوم با وجود تهديدهاي گروههاي تروريستي, به صورت بي نظير و با شكوهي وصف ناپذير شركت جستند, اما بخاطراحتمال تقلب و تخلف در روند انتخابات، نوع يأس و بدبيني در ميان مردم سايه افكند و در نتيجه ميليون ها انسان دردمند و بويژه طبقه روشنفكر جامعه را در غم و اندوه فرو برد, كه چرا اولين دست آورد مهم در تاريخ سياسي كشور دچار انحراف مي گردد. در هر حال ما تصميم گرفتيم كه زمينه هاي انتخابات قومي, محلي يا ملي را به بحث و بررسي بگيريم, بدين جهت ناگزيريم جغرافياي قومي وزباني را در ضمن بحثها روشن سازيم و آن گاه ميزان آراي مردم را در مناطق مختلف در خلال بحثها مورد دقت قرار دهيم تا روشن گردد كه در كدام يك از مناطق كشور انتخابات محلي يا ملي برگزار شده است, گفتني است كه طبق معمول تعريف برخي اصطلاحات لازم و ضروري به نظر مي رسد, نخست به اين امر مهم توجه مي كنيم. تعريف قوم: قوم يعني گروهي مردم, جماعتي از مردم, خويشاوندان, همچنين قبيله نيز عبارتند از: طايفه, گروه, گروهي از فرزندان يك پدر. اما ملاك و معيار قوميت و قبيله, زبان, لهجه, گويش, سنت و آداب محلي دانسته مي شود ولي در افغانستان مليت واحد, هويت ملي و ملت تعريف روشن و معيار مشخصي ندارد زيرا معيار و ملاك آن از ديدگاه اقوام متفاوت ارزيابي مي شود بدليل اينكه: اگر معيار ملت واحد, فرهنگ و تمدن كهن اين سرزمين را در نظر بگيريم, به يقين كه ملاك و معيار ملي را بايد در فرهنگ و تمدن فارسي زبانها بايد جستجو كرد كه متأسفانه اين فرهنگ و تمدن تاريخي مورد حملات شديد قبايل جنوب قرار گرفته است. اگر ملاك و معيار ملت واحد؛ زبان, فرهنگ اقوام جنوب كشور را در نظر بگيريم هيچ گونه دليل علمي و منطقي وجود ندارد, زيرا فرهنگ, سنت و زبان قبايل جنوب متاسفانه از هيچ گونه سابقه درخشان تاريخي و نقش سازنده و برازنده برخوردار نيست, در تاريخ كشور داراي هيچ گونه جاذبيت ومطلوبيت هم نبوده است. تعريف ملت: ملت در لغت به معني شريعت, كيش, آيين, پيروان يك دين و مردم يك كشور كه از يك نژاد و تابع يك دولت باشند, آماده است اما وقتيكه سخن از ملت و وحدت ملي به ميان آيد, مباني آن يعني سرزمين, زبان, آداب, مكتب و دين در اذهان تداعي مي كند, لذا آن دسته از كساني كه انديشه و فكرملي دارند در فكر وحدت ارضي, وحدت ملي و همبستگي اقوام و حفظ فرهنگ ها, سنت ها و آداب تمام طوايف مي باشند. با توجه با تعريف فوق, مي بينم كه سياستهاي قبايل حاكم در گذشته تنشهاي قومي, زباني و فرهنگي را تشديد كرده و در نتيجه بحران هويت ملي را به وجود آورد, حالا كه سخن به اينجا رسيده بناچار در اين نوشتار جغرافياي قومي, زباني مورد توجه قرار گيرد زيرا بسياري از دانشوران علوم سياسي انتخابات رياست جمهوري افغانستان را قومي تلقي مي كند بدين جهت است كه ما يك سير و سفري به مناطق اقوام عمده كه نقش اصلي و سازنده در مشاركت سياسي دارند, بايد داشته باشيم. نگاهي به جغرافياي قومي و زباني: جغرافياي قومي و زباني در افغانستان خونبار بحث هاي مفصل را مي طلبد. اما اين قلم بخاطر اينكه روشن گردد كه آيا واقعاً اولين انتخابات رياست جمهوري قومي بوده يا خير, بناچار مناطق تك قومي كشور را با شمارش ولايات مورد توجه قرار داده است. البته تميز اقوام از يكديگر تا حدودي سخت و دشوار است, لذا محاسبه ما بيشتر تقريبي و تخميني مي باشد. در هر صورت قبل از هر چيز تاكيد مي شود كه ما هيچ ولايتي در شرق, غرب, جنوب و شمال كشور نداريم كه مطلقا خالي از وجود سه قوم مهم (پشتو, هزاره و تاجيك) باشد و لو به تعداد انگشت شمار از اين سه قوم در سراسر كشور حضور فيزيكي دارند ولي امكان دارد كه بسياري در حال تقيه قومي بسر ببرند. پس مسلم است كه اقوام در برخي ولايات اكثريت نسبي را تشكيل مي دهند حالا به اين دسته از ولايات بايد توجه كنيم تا راز چالش اولين انتخابات در افغانستان روشن گردد. ولايات پشتونشين: ولايات شرقي و جنوب واقع در نوار مرزي پاكستان, اكثريت جمعيت شان را پشتونها تشكيل مي دهند و اين ولايات عبارتند از: هلمند, قندهار, پكتيا, پكتيكا, ننگرهار و كنر, به اضافه ارزگان و زابل, البته در ولايات لغمان, لوگر, فراه, غزنين و ميدانشهر و... از نظر كثرت بعنوان قوم دوم تخمين زده مي شود, اگر چه آقاي دولت آبادي مي گويد: از تمام ولايات افغانستان يازده ولايت پشتو زبان هستند. ولايت هزاره نشين: منظور از ولايتهاي هزاره نشين مناطقي است كه هزاره ها اعم از شيعه, سني و اسماعيلي در آنجا حضور چشم گير دارند. اين ولايات عبارتند از: بادغيس, غور (مناطق چهار ايماق) دايكندي, باميان, بغلان (اعم از شيعه, سني و اسماعيلي) غزنين, ميدانشهر, البته در ولايات سمنگان و سرپل احتمال دارد كه اكثريت با هزاره ها (اعم از شيعه و سني) باشند. در ولايات پروان, كابل, بلخ, قندوز, تخار, هرات, فراه, بدخشان و لوگر به تعداد چند تا ولسوالي وجود دارد كه جمعيت قابل توجه را تشكيل مي دهد ولي در برخي مناطق تقيه قومي تا هنوز وجود دارد كه مانع ابراز هويت مي شود. شايد در حدود يك ميليون نفر از جمعيت هزاره ها در خارج از كشور بالاخص در كشورهاي ايران, پاكستان و عراق و... پراكنده و آواره تاريخ گرديده اند. البته ذكر اين ارقام غير از هزاره هاي خاوري در ايران است. (اين تعداد از مردم خارج از موضوع بحث است). ولايات تاجيك نشين: اقوام تاجيك در سراسر كشور پراكنده هستند حتي در كنر, ننگرهار, پكتيكا و... حضور فيزيكي دارند ولي اكثريت مطلق اين قوم در شرق و شمال شرقي زندگي مي كنند. به عبارت ديگر در ولايات بدخشان, كاپيسا, پروان و پنجشير اكثريت را تشكيل مي دهند, همچنين بخش عظيمي از تخار, كابل, فراه, هرات, بلخ, لغمان و... را در اختيار اين مردم مي باشند. اگر چه مشهور و معروف اين است كه هرات تاجيك نشين است اما واقعيت اين است كه اكثريت مردم هرات بنامهاي هروي, فارسي, تاجيك و چهار ايماق و... ياد مي شود و در حدود شصت قوم حضور دارند. به همين خاطر است كه افغانستان را موزيم انسانها مي گويند. البته همانند هرات, مزار شريف, كابل و حتي قندهار و جلال آباد و... داراي تنوع و چند گانگي قومي و زباني مي باشد. ولايات ازبك نشين: ولايات ازبك نشين عبارتند از جوزجان, فارياب و همچنين اكثريت نسبي مناطق تخار, قندوز, سرپل و سمنگان در اختيار اقوام ازبك و تركمن شايد باشد و البته در اين دو ولايت اخير احتمال هم دارد كه هزاره ها (چهار ايماق) اعم از شيعه و سني و... اكثريت داشته باشد. ولي از آنجاييكه اقوام هزاره داراي احساسات نژادي و قومي در طول تاريخ نبوده و نيست و به همين جهت همواره در هم كوبيده و تار و مار گشته است و در صحنه هاي سياسي و مبارزات انتخاباتي و از جمله در اولين انتخابات رياست جمهوري در كنار هم قرار نگرفتند. ولايات بلوچ نشين: ولايت نيمروز يك ولايت بلوچ نشين محسوب مي شود و اين مردمان فقير و تحت ستم در سرحدات و مرزهاي پاكستان و افغانستان تا دامنه هلمند (گرشك) حضور چشم گير دارند, نمايندگان اقوم بلوچ نرخ جمعيت شان بيش از دو ميليون مي گويند كه اگر چنين باشد معادله قومي در حوزه جنوب غرب غير از آنچه است كه تا هنوز تصور مي شد. گفتني است كه اقوام بلوچ در سراسر كشور پراكنده هستند. ولايت نورستان: نورستانيها در ولايات تاجيك نشين: اقوام تاجيك در سراسر كشور پراكنده هستند حتي در كنر, ننگرهار, پكتيكا و... حضور فيزيكي دارند ولي اكثريت مطلق اين قوم در شرق و شمال شرقي زندگي مي كنند. به عبارت ديگر در ولايات بدخشان, كاپيسا, پروان و پنجشير اكثريت را تشكيل مي دهند, همچنين بخش عظيمي از تخار, كابل, فراه, هرات, بلخ, لغمان و... را در اختيار اين مردم مي باشند. اگر چه مشهور و معروف اين است كه هرات تاجيك نشين است اما واقعيت اين است كه اكثريت مردم هرات بنامهاي هروي, فارسي, تاجيك و چهار ايماق و... ياد مي شود و در حدود شصت قوم حضور دارند. به همين خاطر است كه افغانستان را موزيم انسانها مي گويند. البته همانند هرات, مزار شريف, كابل و حتي قندهار و جلال آباد و... داراي تنوع و چند گانگي قومي و زباني مي باشد. ولايات ازبك نشين: ولايات ازبك نشين عبارتند از جوزجان, فارياب و همچنين اكثريت نسبي مناطق تخار, قندوز, سرپل و سمنگان در اختيار اقوام ازبك و تركمن شايد باشد و البته در اين دو ولايت اخير احتمال هم دارد كه هزاره ها (چهار ايماق) اعم از شيعه و سني و... اكثريت داشته باشد. ولي از آنجاييكه اقوام هزاره داراي احساسات نژادي و قومي در طول تاريخ نبوده و نيست و به همين جهت همواره در هم كوبيده و تار و مار گشته است و در صحنه هاي سياسي و مبارزات انتخاباتي و از جمله در اولين انتخابات رياست جمهوري در كنار هم قرار نگرفتند. ولايات بلوچ نشين: ولايت نيمروز يك ولايت بلوچ نشين محسوب مي شود و اين مردمان فقير و تحت ستم در سرحدات و مرزهاي پاكستان و افغانستان تا دامنه هلمند (گرشك) حضور چشم گير دارند, نمايندگان اقوم بلوچ نرخ جمعيت شان بيش از دو ميليون مي گويند كه اگر چنين باشد معادله قومي در حوزه جنوب غرب غير از آنچه است كه تا هنوز تصور مي شد. گفتني است كه اقوام بلوچ در سراسر كشور پراكنده هستند. ولايت نورستان: نورستانيها در ولايات تاجيك نشين: اقوام تاجيك در سراسر كشور پراكنده هستند حتي در كنر, ننگرهار, پكتيكا و... حضور فيزيكي دارند ولي اكثريت مطلق اين قوم در شرق و شمال شرقي زندگي مي كنند. به عبارت ديگر در ولايات بدخشان, كاپيسا, پروان و پنجشير اكثريت را تشكيل مي دهند, همچنين بخش عظيمي از تخار, كابل, فراه, هرات, بلخ, لغمان و... را در اختيار اين مردم مي باشند. اگر چه مشهور و معروف اين است كه هرات تاجيك نشين است اما واقعيت اين است كه اكثريت مردم هرات بنامهاي هروي, فارسي, تاجيك و چهار ايماق و... ياد مي شود و در حدود شصت قوم حضور دارند. به همين خاطر است كه افغانستان را موزيم انسانها مي گويند. البته همانند هرات, مزار شريف, كابل و حتي قندهار و جلال آباد و... داراي تنوع و چند گانگي قومي و زباني مي باشد. ولايات ازبك نشين: ولايات ازبك نشين عبارتند از جوزجان, فارياب و همچنين اكثريت نسبي مناطق تخار, قندوز, سرپل و سمنگان در اختيار اقوام ازبك و تركمن شايد باشد و البته در اين دو ولايت اخير احتمال هم دارد كه هزاره ها (چهار ايماق) اعم از شيعه و سني و... اكثريت داشته باشد. ولي از آنجاييكه اقوام هزاره داراي احساسات نژادي و قومي در طول تاريخ نبوده و نيست و به همين جهت همواره در هم كوبيده و تار و مار گشته است و در صحنه هاي سياسي و مبارزات انتخاباتي و از جمله در اولين انتخابات رياست جمهوري در كنار هم قرار نگرفتند. ولايات بلوچ نشين: ولايت نيمروز يك ولايت بلوچ نشين محسوب مي شود و اين مردمان فقير و تحت ستم در سرحدات و مرزهاي پاكستان و افغانستان تا دامنه هلمند (گرشك) حضور چشم گير دارند, نمايندگان اقوم بلوچ نرخ جمعيت شان بيش از دو ميليون مي گويند كه اگر چنين باشد معادله قومي در حوزه جنوب غرب غير از آنچه است كه تا هنوز تصور مي شد. گفتني است كه اقوام بلوچ در سراسر كشور پراكنده هستند. ولايت نورستان: نورستانيها در ولايات تاجيك نشين: اقوام تاجيك در سراسر كشور پراكنده هستند حتي در كنر, ننگرهار, پكتيكا و... حضور فيزيكي دارند ولي اكثريت مطلق اين قوم در شرق و شمال شرقي زندگي مي كنند. به عبارت ديگر در ولايات بدخشان, كاپيسا, پروان و پنجشير اكثريت را تشكيل مي دهند, همچنين بخش عظيمي از تخار, كابل, فراه, هرات, بلخ, لغمان و... را در اختيار اين مردم مي باشند. اگر چه مشهور و معروف اين است كه هرات تاجيك نشين است اما واقعيت اين است كه اكثريت مردم هرات بنامهاي هروي, فارسي, تاجيك و چهار ايماق و... ياد مي شود و در حدود شصت قوم حضور دارند. به همين خاطر است كه افغانستان را موزيم انسانها مي گويند. البته همانند هرات, مزار شريف, كابل و حتي قندهار و جلال آباد و... داراي تنوع و چند گانگي قومي و زباني مي باشد. ولايات ازبك نشين: ولايات ازبك نشين عبارتند از جوزجان, فارياب و همچنين اكثريت نسبي مناطق تخار, قندوز, سرپل و سمنگان در اختيار اقوام ازبك و تركمن شايد باشد و البته در اين دو ولايت اخير احتمال هم دارد كه هزاره ها (چهار ايماق) اعم از شيعه و سني و... اكثريت داشته باشد. ولي از آنجاييكه اقوام هزاره داراي احساسات نژادي و قومي در طول تاريخ نبوده و نيست و به همين جهت همواره در هم كوبيده و تار و مار گشته است و در صحنه هاي سياسي و مبارزات انتخاباتي و از جمله در اولين انتخابات رياست جمهوري در كنار هم قرار نگرفتند. ولايات بلوچ نشين: ولايت نيمروز يك ولايت بلوچ نشين محسوب مي شود و اين مردمان فقير و تحت ستم در سرحدات و مرزهاي پاكستان و افغانستان تا دامنه هلمند (گرشك) حضور چشم گير دارند, نمايندگان اقوم بلوچ نرخ جمعيت شان بيش از دو ميليون مي گويند كه اگر چنين باشد معادله قومي در حوزه جنوب غرب غير از آنچه است كه تا هنوز تصور مي شد. گفتني است كه اقوام بلوچ در سراسر كشور پراكنده هستند. ولايت نورستان: نورستانيها در    ولايت نورستان: نورستانيها در شرق كشور موقعيت دارد, اين ولايت داراي هفت تا ولسوالي مي باشد و البته در شرق كشور اقوام ديگر بنام پشه اي, هندو, ماهوي و... نيز وجود دارند كه در مبارزات انتخاباتي بي تأثير نخواهد بود. در اولين انتخابات تمام اين اقوام به آقاي حامد كرزي رأي داده اند ولي اين آراء رابنام آراء پشتونها تلقي كردند. اولين انتخابات ملي يا قومي افغانستان: با توجه به وضعيت اقليمي و جغرافيايي قومي و زباني اينك اين پرسش كه آيا انتخابات رياست جمهوري افغانستان قومي بوده يا ملي؟ بايد مورد تفسير دقيق قرار گيرد. طبق برخي تحليلها اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي افغانستان يك انتخابات قومي بوده است يعني اكثريت قاطع يا صددرصد از پشتونها به كرزي و اكثريت تاجيكها به قانوني و اكثريت قاطع ازبكها به ژنرال دوستم و... اما حقيقت امر اين است كه اولين انتخابات قومي, درباره اقوام پشتو نسبت به كرزي, تاجيكها نسبت به آقاي يونس قانوني و اقوام ازبك و تركمن نسبت به جنرال دوستم صدق مي كند يعني تمام اين اقوام احساسات قومي, زباني و نژادي و حتي منطقه اي خود را بوضوح نشان دادند اما در مورد بزرگترين قوم هزاره( اعم از شيعه, سني و اسماعيلي) بلوچ ها و نورستانيها و... به هر چهار كانديدا از چهار قوم عمده كشور رأي داده اند مثلاً اكثريت مردم ولايت بادغيس به آقاي كرزي رأي داده در حاليكه اكثر مردم اين ولايت از قوم هزاره است و يا ولايت غور اكثريت مردم به آقاي قانوني رأي داده در حالي كه اين مردم از چهار ايماق و هزاره هستند و شمار زيادي از هزاره هاي سر پل كه احتمالاً بيش از نيم جمعيت اين ولايت را در بر گيرد به آقاي دوستم نيز رأي دادند ولايت بغلان و سمنگان كه اكثريت جمعيت شان را هزاره ها اعم از شيعه و سني و اسماعيلي تشكيل مي دهند بيشتر به آقاي قانوني رأي دادند. البته بعد از آغاز نهضت اسلامي در افغانستان, حزب جمعيت اسلامي بيشترين نفوذ را پس از مناطق تاجيك نشين در ميان مردم هزاره هاي غرب و شمالي داشته است. مثلاً در ولايت بادغيس شهيد معلم نيك محمد قومندان عمومي جمعيت اسلامي بود و در ولايت سمنگان محترم مولوي اسلام از قوم هزاره از طرفداران استاد رباني بود كه در اولين انتخابات به نفع جناب آقاي قانوني وارد عمل شد و معادله منطقه اي را تغيير داد به گونه اي كه آقاي قانوني در ولايت سمنگان در صدر جدول قرار گرفت. بنابراين از ميان اقوام عمده (هزاره, پشتو, تاجيك و ازبك) تنها قومي كه به دلايلي ، قومي و زباني فكر نكرده و رأي نداده اند همين هزاره ها اعم از شيعه و سني و اسماعيلي هستند. البته احتمال دارد كه تعدادي از بزرگان اين مردم از آقاي محمد محقق كانديداي رياست جمهوري آزرده خاطر بوده و شايد هم كامپاين (ستاد) تبليغاتي استاد محقق در ولايات بادغيس, غور و شرق هرات و بغلان و... خوب فعال نبوده است و همانند ديگر كانديداهاي محترم از احساسات مهم قومي, زباني به نفع خود نتوانسته استفاده كند يا اينكه نخواسته استفاده نمايد. همچنين اقوام نورستان و پشه اي در شرق كشور بخاطر ترس از حملات انتقام جويانه طالبان و يا بخاطر مصالح منطقه اي در حدود صد هزار نفر اسم نويسي كرده بودند كه در حدود چهل هزار نفر رأي دادند كه نفر اول جناب آقاي كرزي و نفر دوم آقاي قانوني در جدول نمودار نشان داه شده است. مردم مظلوم بلوچ نيز دو دسته شدند و تعداد زيادي از آنها به آقاي محقق تمايل نشان دادند اما اكثريت به آقاي كرزي رأي داده اند. اولين انتخابات در شهرهاي مهم: رسانه هاي بين المللي و منطقه اي اعلام نمودند كه در شهرهاي بزرگ افغانستان مثل قندهار, جلال آباد, هرات, مزار شريف و كابل آقاي كرزي در صدر جدول قرار دارد, قطع نظراز تخلفات احتمالي يا واقعي, اين احتمال وجود دارد كه تمام كساني كه طرفدار آزادي مطلق به سبك غربي هستند به آقاي كرزي رأي داده باشند زيرا بسياري از مردم از عملكرد مجاهدين و دولت اسلامي استاد رباني و راه اندازي جنگ هاي خانمانسوز داخلي و ويراني شهر كابل و... خاطره بسياري تلخ و خونين دارد البته در جنگهاي داخلي شهرها بيش از روستاها آسيب پذير هستند بدين جهت مردمان شهرنشين صدمات بيشتري متحمل شده اند. اما در هر حال تعداد كثيري از مردم هم مي گفتند چه بخواهيم و چه نخواهيم رئيس جمهور تعيين شده, پس بهتر است كه مخالفت نكنيم, تعداد زيادي از مردم كه از گذشته خاطره تلخ دارند به صراحت مي گويند ما بخاطر غربي ها و آمريكا به آقاي كرزي رأي مي دهيم. البته اينها از اين نكته غافلند كه هر كسي را كه ملت انتخاب كنند همان فرد را آمريكا و جهان قبول خواهد داشت و اختصاص به آقاي كرزي و شخص ديگري ندارد. تفاوتهاي انتخابات قومي و ملي: تفاوت اين دو نوع انتخابات گاهي در شعار و گاهي در عمل مشخص ميگردد. در انتخابات ملي جملات همانند فرد اصلح, متعهد ملي, متفكر زمان، داراي طرحهاي اقتصادي, سياستهاي فرهنگي و ملي, اولويتهاي كاري, شايسته سالاري, محروميت زدايي, سياست هاي خارجي و بين المللي و... در سطح كشور مطرح و برجسته مي گردد. اما در انتخابات قومي, خواسته هاي قومي, حقوق ضايع شده اعم از حقوق شهروندي, سياسي, اقتصادي و اداري در مناطق خاص و همچنين باز پس گيري حقوق از دست رفته و... مورد توجه قرار گرفته و برجسته مي گردد. با توجه به اين تفاوت ها بايد واقعيت و حقيقت را در نظر بگيريم كه تمام كانديداهاي مهم از چهار قوم, هم در عمل و هم در شعار دو گونه عمل كردند و دو گونه شعار دادند يعني هم دفاع از قوم و هم دفاع از مليت واحد و تمام اقوام افغانستان را سرلوحه تبليغات و مبارزات انتخاباتي خود قرار داده بودند. اگر چه شعارهاي قومي و ملي, كانديداهاي رياست جمهوري در مرحله اول زياد بروز داده نشد ولي در عمل آنقدر آشكار و روشن بود كه ديگر نياز به خواندن ذاكر ندارد و پر واضح است كه آقاي حامد كرزي از زبان پشتو سرود ملي به زبان پشتو و مذاكره با طالبان و... حمايت كرد و از طرف ديگر شعار تامين عدالت اجتماعي را نيز سر دادند. بنابراين تمام كانديداها از اقوام عمده در عمل و شعار دچار تضاد و تناقض گويي شدند زيرا رأي قومي و رأي فراقومي, هر دو براي شان مهم بودند و هستند چنانچه برخي كانديدا كه در مرتبه دوم و سوم يا چهارم اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي قرار دارند داراي اكثريت قوم خود را پشت سر خود دارند بدين جهت در جهان, ديگر حالا مسلم شده كه حداقل در منطقه و ميان مردم افغانستان از شخصيت هاي مهم و قدرتمند تلقي مي شود. بنابراين تناقض در گفتارو تضاد در عمل در تمام كانديداهاي مهم، وجود داشت و فقط تفاوت در اين بود كه آن دسته از كانديداها كه اميد به پيروزي داشتند بيشتر شعار ملي و كشوري سر مي دادند ولي در عمل طرفدار تيره و تبار و عشيره ي خود بودند و هستند و آن دسته از كانديداها كه اميد به پيروزي كمتر داشتند, بيشتر شعار مظلوميت قوم و سرشكني پايان ستم تاريخي و تجاوزهاي مكرر قومي زباني و مذهبي به زبان مي آوردند و از رفتارهاي حاكم و محكوم در اين سرزمين شكوه و شكايت كردند تا اينكه بوسيله قوم و اقوام خويش در انتخابات پارلماني پيروز و موفق شوند كه سرانجام چنين هم خواهد شد. تخلفات عمدي يا تقلب در انتخابات: تخلفات عمدي و تقلب در انتخابات به صورت بسيار گسترده در اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي در افغانستان از روز برگزاري انتخابات تا پايان شمارش آرا صورت گرفته است به گونه اي كه حتي راديوي آزادي با شاهدين صحنه چندين بار مصاحبه انجام داده و بصورت مستقيم پخش كردند و گذشته از شكايات نمايندگان كانديداها درجه دوم و سوم شواهد و قرائن عقلي هم حكم مي كند كه تقلب به صورت بسيار وسيع صورت گرفته است مثلا چرا در ولايت غزني و ميدان محمد محقق كمتر از حد انتظار رأي آورده اند پر واضح است كه بي نظمي مطلق و تقلب و تخلفات مكرر, اخلال در روند شمارش آراء و شكسته شدن مهر و لاكها بسياري از صندوقها و... و به تعبير محمد يونس قانوني يك نوع كودتا عليه آراي مردم صورت گرفته است و آن گاه محمد محقق نيز اظهار نظر نمود و خواستار تحقيق كميسيون حقيقت ياب شدند. مسئله ديگري كه مدعاي ما را تاييد مي كند توجه به تركيب قومي ولايات غزني و ميدانشهر است, همه مي دانيم كه در ولايت غزني و ميدانشهر از نظر تركيب و تنوع قومي, زباني, و از نظر تعدد و تكثر جمعيت, قوم اول هزاره, قوم دوم پشتونها و قوم سوم تاجيكها هستند. البته اقوام كوچك ديگر نيز حضور فيزيكي دارند حتي اگر تمام اقوام كوچك در كنار پشتونها قرار گرفته باشند, باز هم نمي توانند جناب آقاي كرزي را در صدر جدول قرار بدهد زيرا در اين ساحات حتي از خود پشتونها با يكديگر مشكل دارند بخاطر اينكه در اين مناطق اكثريت با قوم غلچه در واقع از هم نژادان هزاره (مستنبط از گفته عبدالحي حبيبي) در اكثريت هستند. البته اقوام غلچه از اصالت خود در اينكه اينها در اصل ترك بودند يا فارسي زبان بود بعدها تغيير هويت داده اند, شايد اطلاع چنداني نداشته باشند, در هر صورت عداوت و خصومت ميان اقوام حاكم و محكوم حتي نسبت به قبايل پشتوزبان هاي جنوب كه بنام اقوام غلچه ياد مي شود, به شدت وجود داشته است. و نسبت به اينها نيز ظلم و ستم كرده اند و اين كدورت ها هيچ وقت از بين نرفت. حتي گفته مي شود علت خصومت آقاي حكمتيار به آقاي كرزي مسئله تضاد قبيلوي مي باشد زيرا اين عداوت از سابقه تاريخي برخوردار هستند. ولايت نورستان: نورستانيها در شرق كشور موقعيت دارد, اين ولايت داراي هفت تا ولسوالي مي باشد و البته در شرق كشور اقوام ديگر بنام پشه اي, هندو, ماهوي و... نيز وجود دارند كه در مبارزات انتخاباتي بي تأثير نخواهد بود. در اولين انتخابات تمام اين اقوام به آقاي حامد كرزي رأي داده اند ولي اين آراء رابنام آراء پشتونها تلقي كردند. اولين انتخابات ملي يا قومي افغانستان: با توجه به وضعيت اقليمي و جغرافيايي قومي و زباني اينك اين پرسش كه آيا انتخابات رياست جمهوري افغانستان قومي بوده يا ملي؟ بايد مورد تفسير دقيق قرار گيرد. طبق برخي تحليلها اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي افغانستان يك انتخابات قومي بوده است يعني اكثريت قاطع يا صددرصد از پشتونها به كرزي و اكثريت تاجيكها به قانوني و اكثريت قاطع ازبكها به ژنرال دوستم و... اما حقيقت امر اين است كه اولين انتخابات قومي, درباره اقوام پشتو نسبت به كرزي, تاجيكها نسبت به آقاي يونس قانوني و اقوام ازبك و تركمن نسبت به جنرال دوستم صدق مي كند يعني تمام اين اقوام احساسات قومي, زباني و نژادي و حتي منطقه اي خود را بوضوح نشان دادند اما در مورد بزرگترين قوم هزاره( اعم از شيعه, سني و اسماعيلي) بلوچ ها و نورستانيها و... به هر چهار كانديدا از چهار قوم عمده كشور رأي داده اند مثلاً اكثريت مردم ولايت بادغيس به آقاي كرزي رأي داده در حاليكه اكثر مردم اين ولايت از قوم هزاره است و يا ولايت غور اكثريت مردم به آقاي قانوني رأي داده در حالي كه اين مردم از چهار ايماق و هزاره هستند و شمار زيادي از هزاره هاي سر پل كه احتمالاً بيش از نيم جمعيت اين ولايت را در بر گيرد به آقاي دوستم نيز رأي دادند ولايت بغلان و سمنگان كه اكثريت جمعيت شان را هزاره ها اعم از شيعه و سني و اسماعيلي تشكيل مي دهند بيشتر به آقاي قانوني رأي دادند. البته بعد از آغاز نهضت اسلامي در افغانستان, حزب جمعيت اسلامي بيشترين نفوذ را پس از مناطق تاجيك نشين در ميان مردم هزاره هاي غرب و شمالي داشته است. مثلاً در ولايت بادغيس شهيد معلم نيك محمد قومندان عمومي جمعيت اسلامي بود و در ولايت سمنگان محترم مولوي اسلام از قوم هزاره از طرفداران استاد رباني بود كه در اولين انتخابات به نفع جناب آقاي قانوني وارد عمل شد و معادله منطقه اي را تغيير داد به گونه اي كه آقاي قانوني در ولايت سمنگان در صدر جدول قرار گرفت. بنابراين از ميان اقوام عمده (هزاره, پشتو, تاجيك و ازبك) تنها قومي كه به دلايلي ، قومي و زباني فكر نكرده و رأي نداده اند همين هزاره ها اعم از شيعه و سني و اسماعيلي هستند. البته احتمال دارد كه تعدادي از بزرگان اين مردم از آقاي محمد محقق كانديداي رياست جمهوري آزرده خاطر بوده و شايد هم كامپاين (ستاد) تبليغاتي استاد محقق در ولايات بادغيس, غور و شرق هرات و بغلان و... خوب فعال نبوده است و همانند ديگر كانديداهاي محترم از احساسات مهم قومي, زباني به نفع خود نتوانسته استفاده كند يا اينكه نخواسته استفاده نمايد. همچنين اقوام نورستان و پشه اي در شرق كشور بخاطر ترس از حملات انتقام جويانه طالبان و يا بخاطر مصالح منطقه اي در حدود صد هزار نفر اسم نويسي كرده بودند كه در حدود چهل هزار نفر رأي دادند كه نفر اول جناب آقاي كرزي و نفر دوم آقاي قانوني در جدول نمودار نشان داه شده است. مردم مظلوم بلوچ نيز دو دسته شدند و تعداد زيادي از آنها به آقاي محقق تمايل نشان دادند اما اكثريت به آقاي كرزي رأي داده اند. اولين انتخابات در شهرهاي مهم: رسانه هاي بين المللي و منطقه اي اعلام نمودند كه در شهرهاي بزرگ افغانستان مثل قندهار, جلال آباد, هرات, مزار شريف و كابل آقاي كرزي در صدر جدول قرار دارد, قطع نظراز تخلفات احتمالي يا واقعي, اين احتمال وجود دارد كه تمام كساني كه طرفدار آزادي مطلق به سبك غربي هستند به آقاي كرزي رأي داده باشند زيرا بسياري از مردم از عملكرد مجاهدين و دولت اسلامي استاد رباني و راه اندازي جنگ هاي خانمانسوز داخلي و ويراني شهر كابل و... خاطره بسياري تلخ و خونين دارد البته در جنگهاي داخلي شهرها بيش از روستاها آسيب پذير هستند بدين جهت مردمان شهرنشين صدمات بيشتري متحمل شده اند. اما در هر حال تعداد كثيري از مردم هم مي گفتند چه بخواهيم و چه نخواهيم رئيس جمهور تعيين شده, پس بهتر است كه مخالفت نكنيم, تعداد زيادي از مردم كه از گذشته خاطره تلخ دارند به صراحت مي گويند ما بخاطر غربي ها و آمريكا به آقاي كرزي رأي مي دهيم. البته اينها از اين نكته غافلند كه هر كسي را كه ملت انتخاب كنند همان فرد را آمريكا و جهان قبول خواهد داشت و اختصاص به آقاي كرزي و شخص ديگري ندارد. تفاوتهاي انتخابات قومي و ملي: تفاوت اين دو نوع انتخابات گاهي در شعار و گاهي در عمل مشخص ميگردد. در انتخابات ملي جملات همانند فرد اصلح, متعهد ملي, متفكر زمان، داراي طرحهاي اقتصادي, سياستهاي فرهنگي و ملي, اولويتهاي كاري, شايسته سالاري, محروميت زدايي, سياست هاي خارجي و بين المللي و... در سطح كشور مطرح و برجسته مي گردد. اما در انتخابات قومي, خواسته هاي قومي, حقوق ضايع شده اعم از حقوق شهروندي, سياسي, اقتصادي و اداري در مناطق خاص و همچنين باز پس گيري حقوق از دست رفته و... مورد توجه قرار گرفته و برجسته مي گردد. با توجه به اين تفاوت ها بايد واقعيت و حقيقت را در نظر بگيريم كه تمام كانديداهاي مهم از چهار قوم, هم در عمل و هم در شعار دو گونه عمل كردند و دو گونه شعار دادند يعني هم دفاع از قوم و هم دفاع از مليت واحد و تمام اقوام افغانستان را سرلوحه تبليغات و مبارزات انتخاباتي خود قرار داده بودند. اگر چه شعارهاي قومي و ملي, كانديداهاي رياست جمهوري در مرحله اول زياد بروز داده نشد ولي در عمل آنقدر آشكار و روشن بود كه ديگر نياز به خواندن ذاكر ندارد و پر واضح است كه آقاي حامد كرزي از زبان پشتو سرود ملي به زبان پشتو و مذاكره با طالبان و... حمايت كرد و از طرف ديگر شعار تامين عدالت اجتماعي را نيز سر دادند. بنابراين تمام كانديداها از اقوام عمده در عمل و شعار دچار تضاد و تناقض گويي شدند زيرا رأي قومي و رأي فراقومي, هر دو براي شان مهم بودند و هستند چنانچه برخي كانديدا كه در مرتبه دوم و سوم يا چهارم اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي قرار دارند داراي اكثريت قوم خود را پشت سر خود دارند بدين جهت در جهان, ديگر حالا مسلم شده كه حداقل در منطقه و ميان مردم افغانستان از شخصيت هاي مهم و قدرتمند تلقي مي شود. بنابراين تناقض در گفتارو تضاد در عمل در تمام كانديداهاي مهم، وجود داشت و فقط تفاوت در اين بود كه آن دسته از كانديداها كه اميد به پيروزي داشتند بيشتر شعار ملي و كشوري سر مي دادند ولي در عمل طرفدار تيره و تبار و عشيره ي خود بودند و هستند و آن دسته از كانديداها كه اميد به پيروزي كمتر داشتند, بيشتر شعار مظلوميت قوم و سرشكني پايان ستم تاريخي و تجاوزهاي مكرر قومي زباني و مذهبي به زبان مي آوردند و از رفتارهاي حاكم و محكوم در اين سرزمين شكوه و شكايت كردند تا اينكه بوسيله قوم و اقوام خويش در انتخابات پارلماني پيروز و موفق شوند كه سرانجام چنين هم خواهد شد. تخلفات عمدي يا تقلب در انتخابات: تخلفات عمدي و تقلب در انتخابات به صورت بسيار گسترده در اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي در افغانستان از روز برگزاري انتخابات تا پايان شمارش آرا صورت گرفته است به گونه اي كه حتي راديوي آزادي با شاهدين صحنه چندين بار مصاحبه انجام داده و بصورت مستقيم پخش كردند و گذشته از شكايات نمايندگان كانديداها درجه دوم و سوم شواهد و قرائن عقلي هم حكم مي كند كه تقلب به صورت بسيار وسيع صورت گرفته است مثلا چرا در ولايت غزني و ميدان محمد محقق كمتر از حد انتظار رأي آورده اند پر واضح است كه بي نظمي مطلق و تقلب و تخلفات مكرر, اخلال در روند شمارش آراء و شكسته شدن مهر و لاكها بسياري از صندوقها و... و به تعبير محمد يونس قانوني يك نوع كودتا عليه آراي مردم صورت گرفته است و آن گاه محمد محقق نيز اظهار نظر نمود و خواستار تحقيق كميسيون حقيقت ياب شدند. مسئله ديگري كه مدعاي ما را تاييد مي كند توجه به تركيب قومي ولايات غزني و ميدانشهر است, همه مي دانيم كه در ولايت غزني و ميدانشهر از نظر تركيب و تنوع قومي, زباني, و از نظر تعدد و تكثر جمعيت, قوم اول هزاره, قوم دوم پشتونها و قوم سوم تاجيكها هستند. البته اقوام كوچك ديگر نيز حضور فيزيكي دارند حتي اگر تمام اقوام كوچك در كنار پشتونها قرار گرفته باشند, باز هم نمي توانند جناب آقاي كرزي را در صدر جدول قرار بدهد زيرا در اين ساحات حتي از خود پشتونها با يكديگر مشكل دارند بخاطر اينكه در اين مناطق اكثريت با قوم غلچه در واقع از هم نژادان هزاره (مستنبط از گفته عبدالحي حبيبي) در اكثريت هستند. البته اقوام غلچه از اصالت خود در اينكه اينها در اصل ترك بودند يا فارسي زبان بود بعدها تغيير هويت داده اند, شايد اطلاع چنداني نداشته باشند, در هر صورت عداوت و خصومت ميان اقوام حاكم و محكوم حتي نسبت به قبايل پشتوزبان هاي جنوب كه بنام اقوام غلچه ياد مي شود, به شدت وجود داشته است. و نسبت به اينها نيز ظلم و ستم كرده اند و اين كدورت ها هيچ وقت از بين نرفت. حتي گفته مي شود علت خصومت آقاي حكمتيار به آقاي كرزي مسئله تضاد قبيلوي مي باشد زيرا اين عداوت از سابقه تاريخي برخوردار هستند. ولايت نورستان: نورستانيها در شرق كشور موقعيت دارد, اين ولايت داراي هفت تا ولسوالي مي باشد و البته در شرق كشور اقوام ديگر بنام پشه اي, هندو, ماهوي و... نيز وجود دارند كه در مبارزات انتخاباتي بي تأثير نخواهد بود. در اولين انتخابات تمام اين اقوام به آقاي حامد كرزي رأي داده اند ولي اين آراء رابنام آراء پشتونها تلقي كردند. اولين انتخابات ملي يا قومي افغانستان: با توجه به وضعيت اقليمي و جغرافيايي قومي و زباني اينك اين پرسش كه آيا انتخابات رياست جمهوري افغانستان قومي بوده يا ملي؟ بايد مورد تفسير دقيق قرار گيرد. طبق برخي تحليلها اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي افغانستان يك انتخابات قومي بوده است يعني اكثريت قاطع يا صددرصد از پشتونها به كرزي و اكثريت تاجيكها به قانوني و اكثريت قاطع ازبكها به ژنرال دوستم و... اما حقيقت امر اين است كه اولين انتخابات قومي, درباره اقوام پشتو نسبت به كرزي, تاجيكها نسبت به آقاي يونس قانوني و اقوام ازبك و تركمن نسبت به جنرال دوستم صدق مي كند يعني تمام اين اقوام احساسات قومي, زباني و نژادي و حتي منطقه اي خود را بوضوح نشان دادند اما در مورد بزرگترين قوم هزاره( اعم از شيعه, سني و اسماعيلي) بلوچ ها و نورستانيها و... به هر چهار كانديدا از چهار قوم عمده كشور رأي داده اند مثلاً اكثريت مردم ولايت بادغيس به آقاي كرزي رأي داده در حاليكه اكثر مردم اين ولايت از قوم هزاره است و يا ولايت غور اكثريت مردم به آقاي قانوني رأي داده در حالي كه اين مردم از چهار ايماق و هزاره هستند و شمار زيادي از هزاره هاي سر پل كه احتمالاً بيش از نيم جمعيت اين ولايت را در بر گيرد به آقاي دوستم نيز رأي دادند ولايت بغلان و سمنگان كه اكثريت جمعيت شان را هزاره ها اعم از شيعه و سني و اسماعيلي تشكيل مي دهند بيشتر به آقاي قانوني رأي دادند. البته بعد از آغاز نهضت اسلامي در افغانستان, حزب جمعيت اسلامي بيشترين نفوذ را پس از مناطق تاجيك نشين در ميان مردم هزاره هاي غرب و شمالي داشته است. مثلاً در ولايت بادغيس شهيد معلم نيك محمد قومندان عمومي جمعيت اسلامي بود و در ولايت سمنگان محترم مولوي اسلام از قوم هزاره از طرفداران استاد رباني بود كه در اولين انتخابات به نفع جناب آقاي قانوني وارد عمل شد و معادله منطقه اي را تغيير داد به گونه اي كه آقاي قانوني در ولايت سمنگان در صدر جدول قرار گرفت. بنابراين از ميان اقوام عمده (هزاره, پشتو, تاجيك و ازبك) تنها قومي كه به دلايلي ، قومي و زباني فكر نكرده و رأي نداده اند همين هزاره ها اعم از شيعه و سني و اسماعيلي هستند. البته احتمال دارد كه تعدادي از بزرگان اين مردم از آقاي محمد محقق كانديداي رياست جمهوري آزرده خاطر بوده و شايد هم كامپاين (ستاد) تبليغاتي استاد محقق در ولايات بادغيس, غور و شرق هرات و بغلان و... خوب فعال نبوده است و همانند ديگر كانديداهاي محترم از احساسات مهم قومي, زباني به نفع خود نتوانسته استفاده كند يا اينكه نخواسته استفاده نمايد. همچنين اقوام نورستان و پشه اي در شرق كشور بخاطر ترس از حملات انتقام جويانه طالبان و يا بخاطر مصالح منطقه اي در حدود صد هزار نفر اسم نويسي كرده بودند كه در حدود چهل هزار نفر رأي دادند كه نفر اول جناب آقاي كرزي و نفر دوم آقاي قانوني در جدول نمودار نشان داه شده است. مردم مظلوم بلوچ نيز دو دسته شدند و تعداد زيادي از آنها به آقاي محقق تمايل نشان دادند اما اكثريت به آقاي كرزي رأي داده اند. اولين انتخابات در شهرهاي مهم: رسانه هاي بين المللي و منطقه اي اعلام نمودند كه در شهرهاي بزرگ افغانستان مثل قندهار, جلال آباد, هرات, مزار شريف و كابل آقاي كرزي در صدر جدول قرار دارد, قطع نظراز تخلفات احتمالي يا واقعي, اين احتمال وجود دارد كه تمام كساني كه طرفدار آزادي مطلق به سبك غربي هستند به آقاي كرزي رأي داده باشند زيرا بسياري از مردم از عملكرد مجاهدين و دولت اسلامي استاد رباني و راه اندازي جنگ هاي خانمانسوز داخلي و ويراني شهر كابل و... خاطره بسياري تلخ و خونين دارد البته در جنگهاي داخلي شهرها بيش از روستاها آسيب پذير هستند بدين جهت مردمان شهرنشين صدمات بيشتري متحمل شده اند. اما در هر حال تعداد كثيري از مردم هم مي گفتند چه بخواهيم و چه نخواهيم رئيس جمهور تعيين شده, پس بهتر است كه مخالفت نكنيم, تعداد زيادي از مردم كه از گذشته خاطره تلخ دارند به صراحت مي گويند ما بخاطر غربي ها و آمريكا به آقاي كرزي رأي مي دهيم. البته اينها از اين نكته غافلند كه هر كسي را كه ملت انتخاب كنند همان فرد را آمريكا و جهان قبول خواهد داشت و اختصاص به آقاي كرزي و شخص ديگري ندارد. تفاوتهاي انتخابات قومي و ملي: تفاوت اين دو نوع انتخابات گاهي در شعار و گاهي در عمل مشخص ميگردد. در انتخابات ملي جملات همانند فرد اصلح, متعهد ملي, متفكر زمان، داراي طرحهاي اقتصادي, سياستهاي فرهنگي و ملي, اولويتهاي كاري, شايسته سالاري, محروميت زدايي, سياست هاي خارجي و بين المللي و... در سطح كشور مطرح و برجسته مي گردد. اما در انتخابات قومي, خواسته هاي قومي, حقوق ضايع شده اعم از حقوق شهروندي, سياسي, اقتصادي و اداري در مناطق خاص و همچنين باز پس گيري حقوق از دست رفته و... مورد توجه قرار گرفته و برجسته مي گردد. با توجه به اين تفاوت ها بايد واقعيت و حقيقت را در نظر بگيريم كه تمام كانديداهاي مهم از چهار قوم, هم در عمل و هم در شعار دو گونه عمل كردند و دو گونه شعار دادند يعني هم دفاع از قوم و هم دفاع از مليت واحد و تمام اقوام افغانستان را سرلوحه تبليغات و مبارزات انتخاباتي خود قرار داده بودند. اگر چه شعارهاي قومي و ملي, كانديداهاي رياست جمهوري در مرحله اول زياد بروز داده نشد ولي در عمل آنقدر آشكار و روشن بود كه ديگر نياز به خواندن ذاكر ندارد و پر واضح است كه آقاي حامد كرزي از زبان پشتو سرود ملي به زبان پشتو و مذاكره با طالبان و... حمايت كرد و از طرف ديگر شعار تامين عدالت اجتماعي را نيز سر دادند. بنابراين تمام كانديداها از اقوام عمده در عمل و شعار دچار تضاد و تناقض گويي شدند زيرا رأي قومي و رأي فراقومي, هر دو براي شان مهم بودند و هستند چنانچه برخي كانديدا كه در مرتبه دوم و سوم يا چهارم اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي قرار دارند داراي اكثريت قوم خود را پشت سر خود دارند بدين جهت در جهان, ديگر حالا مسلم شده كه حداقل در منطقه و ميان مردم افغانستان از شخصيت هاي مهم و قدرتمند تلقي مي شود. بنابراين تناقض در گفتارو تضاد در عمل در تمام كانديداهاي مهم، وجود داشت و فقط تفاوت در اين بود كه آن دسته از كانديداها كه اميد به پيروزي داشتند بيشتر شعار ملي و كشوري سر مي دادند ولي در عمل طرفدار تيره و تبار و عشيره ي خود بودند و هستند و آن دسته از كانديداها كه اميد به پيروزي كمتر داشتند, بيشتر شعار مظلوميت قوم و سرشكني پايان ستم تاريخي و تجاوزهاي مكرر قومي زباني و مذهبي به زبان مي آوردند و از رفتارهاي حاكم و محكوم در اين سرزمين شكوه و شكايت كردند تا اينكه بوسيله قوم و اقوام خويش در انتخابات پارلماني پيروز و موفق شوند كه سرانجام چنين هم خواهد شد. تخلفات عمدي يا تقلب در انتخابات: تخلفات عمدي و تقلب در انتخابات به صورت بسيار گسترده در اولين انتخابات رياست جمهوري اسلامي در افغانستان از روز برگزاري انتخابات تا پايان شمارش آرا صورت گرفته است به گونه اي كه حتي راديوي آزادي با شاهدين صحنه چندين بار مصاحبه انجام داده و بصورت مستقيم پخش كردند و گذشته از شكايات نمايندگان كانديداها درجه دوم و سوم شواهد و قرائن عقلي هم حكم مي كند كه تقلب به صورت بسيار وسيع صورت گرفته است مثلا چرا در ولايت غزني و ميدان محمد محقق كمتر از حد انتظار رأي آورده اند پر واضح است كه بي نظمي مطلق و تقلب و تخلفات مكرر, اخلال در روند شمارش آراء و شكسته شدن مهر و لاكها بسياري از صندوقها و... و به تعبير محمد يونس قانوني يك نوع كودتا عليه آراي مردم صورت گرفته است و آن گاه محمد محقق نيز اظهار نظر نمود و خواستار تحقيق كميسيون حقيقت ياب شدند. مسئله ديگري كه مدعاي ما را تاييد مي كند توجه به تركيب قومي ولايات غزني و ميدانشهر است, همه مي دانيم كه در ولايت غزني و ميدانشهر از نظر تركيب و تنوع قومي, زباني, و از نظر تعدد و تكثر جمعيت, قوم اول هزاره, قوم دوم پشتونها و قوم سوم تاجيكها هستند. البته اقوام كوچك ديگر نيز حضور فيزيكي دارند حتي اگر تمام اقوام كوچك در كنار پشتونها قرار گرفته باشند, باز هم نمي توانند جناب آقاي كرزي را در صدر جدول قرار بدهد زيرا در اين ساحات حتي از خود پشتونها با يكديگر مشكل دارند بخاطر اينكه در اين مناطق اكثريت با قوم غلچه در واقع از هم نژادان هزاره (مستنبط از گفته عبدالحي حبيبي) در اكثريت هستند. البته اقوام غلچه از اصالت خود در اينكه اينها در اصل ترك بودند يا فارسي زبان بود بعدها تغيير هويت داده اند, شايد اطلاع چنداني نداشته باشند, در هر صورت عداوت و خصومت ميان اقوام حاكم و محكوم حتي نسبت به قبايل پشتوزبان هاي جنوب كه بنام اقوام غلچه ياد مي شود, به شدت وجود داشته است. و نسبت به اينها نيز ظلم و ستم كرده اند و اين كدورت ها هيچ وقت از بين نرفت. حتي گفته مي شود علت خصومت آقاي حكمتيار به آقاي كرزي مسئله تضاد قبيلوي مي باشد زيرا اين عداوت از سابقه تاريخي برخوردار هستند.