|
زن افغان درکشاکش سنت وتجدد خواهی |
|
|
|
|
نوشته شده توسط سید محمد جاوید محمدی
|
|
دوشنبه ، 18 خرداد 1388 ، 11:25 |
ادیان بزرگ آسمانی مرد را از رفتار بد بازنان سرزنش نموده، اما هنوز قانون نتوانسته در جوامع بشری جای زور و قدرت را بگیرد وهمان قدرت سیاسی را درست میگیرد که از لحاظ فیزیکی قوی تر استازهزاران سال به این طرف زن همیشه در جوامع بشری بعنوان جنس درجه دو شمرده میشود وزنان از حیث اقتصادی سیاسی وامنیتی وابسته به مردان بوده اند، با آن که یک زن در مسایل اقتصادی کار میکند اما سهم خود او از درآمد ناچیز است وگاهی به زن به دید یک کالا برای خرید و فروش دیده شده است! ادیان بزرگ آسمانی مرد را از رفتار بد بازنان سرزنش نموده، اما هنوز قانون نتوانسته در جوامع بشری جای زور و قدرت را بگیرد وهمان قدرت سیاسی را درست میگیرد که از لحاظ فیزیکی قوی تر است .
متاسفانه بیشترین ظلم از طرف خود زنان بر علیه زنان صورت می گیرد وزن عقده ای بر علیه زن مظلوم دیگر اعمال خشونت میکند. زن درزمان حاظر در کشور ما در بین دوسنگ تجدد خواهی و سنتهای کهنه گرفتار است واز هر دو طرف بالای وی ظلم و ستم صورت میگیرد! از یک طرف بالای سنتهای کهنه ومیراثی زن را منحیث یک موجود وجنس درجه دوم می بیند ومانع رسیدن زن به آرمانهایش میگردد و از جانب دیگر تجددخواهی زن را وسیله رسیدن به هدف خویش قرار داده و برخی با ابزار قراردادن صدای محرومان ،آن را نقاب برای امیال واهداف خویش قرار داده اند!
در زمان حاضر گرفتار آمدن زن افغان به این دام از هرزمان دیگر روشن تر می نماید! . اگر یک مرد درجامعه سنتی کاری انجام دهد میتواند از نتایج کارخویش بهره مند گردد و فخر فروشی کند وبه وقار وعزت خویش بیفزاید اما اگر زن یک کاری انجام دهد نتیجه ان از مرد خانواده است حتی از زن منحیث وسیله پاکسازی کدورتهای خویش مانند یک متاع مافوق استفاده شده است!
البته بازهم مهمترین وحیثیتی ترین چیز نیز برای یک جامعه سنتی ناموس وزن جامعه است وزن پاکترین نماد است وپاک نگهداشتن ان از مهمترین امور است اما در وقت تعین سر نوشت زن حق انتخاب ندارد وبه رغم حق شرعی وعقلائی زنان از میراث از حق ارث بر خوردار نمی گردند . البته در جامعه سنتی زن برای مرد با ارزش ترین و حیثیتی ترین چیز وی هم میباشد ویک مرد جامعه سنتی حاظر نمی گرددحتی افتاب چهره همسرش را ببیند ومیتواند این را یک عشق شدید به زن دانست ویک احترام خاص اما زن خود در سرنوشت خویش حاکم نیست وتابع مرد است .
درسوی دیگر خیمه تجدد طلبی بنام زن و در زیر چتر کلمات فریبنده چون ازادی برابری ومساوات از زن منحیث یک وسیله برای رسیدن به اهداف خویش ساخته اند از عواطف واحساسات پاک زن برای تبلیغ متاع خویش استفاده میکنند و زن بیشترین نقش را در بخش فیلم تبلیغات و بخشهای که بتواند جلب توجه کند استفاده میشود وبرای وقار وشخصیت سازی زن هیچ کاری نمی شود. اگر به هر دو جانب به دقت بنگریم زن موجود درجه دوم بوده و به نظر جنس درجه دو دیده شده در سوی وسیله فروش امتعه تجارتی و درسوی دیگر وسیله حل منازعات قامیلی قومی و قبیلوی ودر خدمت مرد. که خاستگاه همه آن اندیشه ابزاری ورفتاری ابزاری باآنان بوده است! اما دین مبین اسلام حقوق زن را برای خود زنان وبرای سر پرستی کانون خانواده میخواهد. زن باید از چشم ناپاکان محافظت گردد اما برای تعین سرنوشت خویش مختار است برابر با مرد اما مختلف از جهتی قوی تر و از حیثی ضعیف تر و از حقوق هم مختلف بعضی امتیازات بیشتر و بعضی مکلفتهای بیشتر اما هیچگاه به زن بعنوان جنس درجه دو دیده نشده واز لحاظ شخصیتی هم سطح و برابر با مرد.شاهد این سخن خطابات قرآن است که با عبارات " یا ایهاالناس..." سخن می گوید نه یا ایهالرجل.
پس باید فرهنگ سازی نمود تلاش کرد چرا به زن اجازه مکتب رفتن داده نمی شود چرا برای یک پدر مهمتر اینست که پسرش با سواد باشد تا زنش ویا دخترش بعقیده من اگر زن افغان اول حقوق اسلامی خویش را بدست اورد مشکلات اش حل میشود و میتواند مردان را که مکمل زنان و منحیث شوهر برادر وپدر خواهد بود حقوق شان را زیر چتر اسلام جستجو کنند و زودتر به نتیجه خواهند رسید و باید زن ومرد این سرزمین اول با اسلام اشنا شوند و باید بگویم ظلمی که در مسیر تاریخ بر زن ویا مرد شده مربوط به نحوه باورمندی ان جامعه بوده و طرز دید انها. نباید گفت از جانب مردان بر زنان ظلم صورت گرفته است بلکه این طرز بینش ان جامعه بوده که به زن به دیده جنس درجه دوم دیده شده است ظلم بر مادر حتما تاثیر بیشتر بالای پسر دارد استبداد برعلیه خواهر رنج بیشتر را برادر میبرد ومظلومیت همسر دردش از همسر است .
هر درد و رنج والمی که بر زن و یا مرد در جامعه بشری برسد هر دوی انها یعنی انسانرا ازار میدهد وتاثیر منفی ان بالای هر دو جنس خواهد بود ارزوی من داشتن یک جامعه روشنفکرانه و اسلامی است
|