نظر سنجی

ساختار حکومتی مطلوب شما در افغانستان کدام است؟
 

آمار وب سایت

در حاشیه...
شانس برنده شدن کی بیشتر است؟: مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(0 امتیاز)
نوشته شده توسط شفیق الله قیومی   
جمعه ، 22 خرداد 1388 ، 12:54

 

1- حامد کرزی: کرزی از چهره‌های شعبده باز در سیاست افغانستان است. استقرار فکری‌اش در حوزه‌سیاسی به شدت آسیب دیده است. راهبردهایش در زمینه‌سیاست، کوتاه، شتابزده، احساساتی و غیرعقلانی است. ضعف و ناکارآیی‌وی در عرصه‌حکومتداری – به ویژه درعدم تأمین امنیت و تأمین اقتصاد در جامعه – سبب شده تا حمایت‌های جامعه‌بین‌المللی و مردم افغانستان را از دست بدهد. ناکارایی کرزی در زمینه‌مهارنتوانستن فساد گسترده در نهادهای دولتی، نداشتن راهبرد مشخص به خاطر مبارزه با کشت مواد مخدر و ضعف او در عدم آوردن فشار بر نیروهای بین‌المللی به خاطرجلوگیری از تلفات افراد ملکی، از شمار مواردیست که میزان ناتوانی وی را به روشنی می‌رساند. گزینش" قسیم فهیم "از سوی کرزی، به حیث معاون اول در دور دوم کارزار انتخابات، چیزی جز اشتباه محض نیست؛ زیرا مارشال فهیم با واکنش‌های درونی جبهه‌ملی، شمار زیادی از مردم و جامعه‌بین‌المللی رو به رو است. از سوی دیگر، با توجه به سابقه‌بازی کرزی در برابر فهیم (در زمان معاونیت و وزارت دفاع وی) این احتمال نزدیک به واقعیت نیز وجود دارد که کرزی تا پایان دوره‌کارزار انتخاباتی‌اش، از آقای فهیم به عنوان "مهره‌دست داشته" استفاده کند و بعد با استفاده از ابزار اتهام جامعه‌جهانی مبنی برناقض حقوق بشربودن وی، دوباره آقای فهیم را به لاک تنهایی‌اش بفرستد.2- داکتر عبدالله: با توجه به سابقه‌کاری و نحوه‌عملکرد، داکتر عبدالله از چهره‌های بارز و دارای خصیصه‌های مثبت است. افزون بر تجربه‌های سیاسی موفقش، او به صورت فردی نیز از شخصیت‌های جذاب در میان مجاهدین است. حمایت جبهه‌ملی پس از ماه‌ها بحث و گمانه‌زنی ازعبدالله عبدالله، حمایت عقلانی به نظر می‌رسد. با وصف آن که جبهه‌ملی، تشکیلی از مجموعه‌احزاب چپ و راست است؛ اما این جبهه به رهبری و حمایت گسترده پروفیسوربرهان الدین ربانی، توانسته با انعطاف سیاسی، زیر چتر مشترک، تصامیمش را بگیرد و حمایتش را به طور وسیعی از داکتر عبدالله ابراز نماید. پروفیسور ربانی رهبر جبهه‌ملی از چهره‌های برجسته و دارای تجربه‌ژرف سیاسی در درون جبهه است. انعطاف‌پذیری و حوصله‌فراخ او در عرصه‌سیاسی قابل ملاحظه است. گزینش داکتر عبدالله به حیث نامزد مورد حمایت این جبهه – با وصف توجه به آرای اعضای جبهه‌ملی – یکی از راهکارهای هدفمند وی است که با وصف احترام به آرای مجموعی، رهبر جبهه به آن نایل آمده است.بیان اولویت‌های کاری داکتر عبدالله در صورت پیروزی‌اش در انتخابات ریاست جمهوری در روز ثبت نام؛ چیزی جز بیان اهداف اعضای جبهه‌ملی و رهبر آن پروفیسور برهان‌الدین ربانی نیست. داکتر عبدالله در آن روز گفت: اولویت‌های کاری من مشمول، آوردن تعدیل در قانون اساسی، صدارتی ساختن نظام و انتخاباتی کردن والیان و شهرداران است.

با توجه به موارد ی که ارائه شد، شانس پیروزی داکتر عبدالله به دلیل محبوبیتش در میان مردم، مجاهدین و در کلیت با توجه به حمایت جبهه‌ملی بیشتر است؛ چیزی که بر احتمال شانس پیروزی جبهه‌ملی می‌افزاید. حمایت جامعه‌بین‌المللی از نامزد این جبهه، برای پیروز شدن است، که گفته می شود تلاش‌هایی در این راستا نیزصورت گرفته است .

 
انتخاب شدن کرزی، ادامه هفت سال جنایت وخیانت در افغانستان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(0 امتیاز)
نوشته شده توسط شفیق الله قیومی   
جمعه ، 22 خرداد 1388 ، 12:07
درحکومت کرزی یکتعداد وزیران ودیگرافراد معامله گر بی شرمانه برای جلب توجه براقتدار وحاکمیت قومی وقبیله ای شان اعلام میکنند که رای دادن به آقای کرزی متضمین 20 فیصد قدرت دولتی برای قوم ماست،ویا معامله گران دیگری میگویند درصورت حضورخودشان دردستگاه ای حکومت حمایت ازمجاهدین است،ویا هم شخص دیگری میرویس جان پسرکرزی را میانجی میان خودش وپدرش خطاب میکند وباریختن اشک های ودروغین مردم را اغفال میکند.این معامله گرایی های آقای کرزی که اندیشه از ملت – دولت ندارد میتواند کارآی برای خوبی حفظ قدرت اش داشته باشد.اما اینکه سرنوشت مردم درگرو رهبران قومی میماند برای آقای کرزی فرق نداردبعد از واقعه یازده ستامبر قضایای سیاسی در افغانستان شکل جهانی به خود گرفت ، مشکلات ومعضلا ت در افغانستان در خور توجه کشورهای جهان ومخصوصاً ایالات متحده امریکاه واقع شد ،جامعه بین الملی تصمیم درایجاد حکومت جدید وحضور سیاسی – نظامی در جنگ با تروریزم درافغانستان شدند.جنگ درافغانستان ارتباط به امنیت وثبات جهان پیدا نمود.بنابرین گروه طالبان که ازحامیان وهمبستگان سازمان القاعده خوانده میشد سبب شد که توسط نیروی های ائتلاف بین الملی سرنگون شوند.جامعه بین الملی طی دعوت از طیف های مختلف سیاسی افغانستان برای حکومت جدید اقدامات انجام داد که دراین درخواست حلقات مختلف سیاسی اشتراک نمودند. توافق کنفرانس بن آلمان مبنای اصلی تشکیل حکومت در افغانستان خوانده میشود ،در این کنفرانس موافقه صورت گرفت که حامد کرزی بحیث ریس حکومت مؤمت تعین شود.ازآنجاییکه توجه ،کمک وهمکاری کشورهای مختلف جهان در افغانستا ن یک دستاورد بزرگ درتاریخ این کشور خوانده میشود،ازطرف دیگر این کشور بعداز چندین دهه جنگ وخشونت برای مرتبه اول بود که چانس اعظیم را بد ست آورده بود.کمک های هنگقت اقتصادی وسیاسی برای افغانستان ناچیز نبود بلکه افغانستان را در عرصه نظام سازی برمبنای اصول دموکراتیک کمک کرد ونیز اتوریته وشخصیت سیاسی این سرزمین را باردیگر در خانواده ملل جهان در حایگاه نسبتاً بلند قرارداد.امابا تاسف عدم توانایی فکری وسیاسی موجود دررهبری حکومت باعث شدکه افغانستان نتواند بیشتراز آن چه در دست آورده استفاده کند. درطی زمان مدیریت آقای حامد کرزی مردم افغانستان مثل سال های قبل نه تنها ازآرامیش ، امنیت ،مصونیت ورفاه برجودار نه گردیدند.بلکه بدترین شرایط را از لحاظ اقتصادی ،امینی ....وسایرموارد دیگررا تجربه کردند.بناء اکنون گمان میرود که آقای رئیس کرزی مجددآ در انتخابات سا ل روان با استفاده از دستگاه حکومتی به قدرت برسد.بدین اساس لازم است که دستاوردها وپیشرفت ها وهمچنان نارسایی ها ،کم توجه ی ها وتمامی ضعف ها وبی پروایی های که دراین مدت روشن شده است به بررسی گرفته شود، ودانسته شود که معامله گرایی ها برای حفظ و دوام قدرت آقای کرزی سرنوشت مردم را بکجا میکشاند.آیا مردم زیادتر ازاین تحمل وحوصله برای قانون شکننی دستگاه حاکم دارند؟!!!دستاورد ها: بعدازاینکه در کنفراس بن آلمان توافق صورت گرفت.کشورهای عضوی ناتوزیر عنوان حافظ صلح عازم این سرزمین برای تامین امنیت وبازسازی شدند.کشورهای قدرت مند اقتصادی خودرا آماده برای کمک دراستای آبادانی وبازی نمودند. افغانستان دارای حکومتی به شیوه دموکراتیک شد.تصویب قانون اساسی ، انتخابات ریاست جمهوری ، شورای های ملی و ولایتی ،وجود رسانه های آزادی ،اسفالت بعضی ازجاده های عمومی وتنظیم ادارات مرکزی ومحلی ازجمله دستاورد های حکومت فعلی خوانده میشود.اما نابسامانی ها ونه هنجاری ها باتوجه به کمک های جوامع بشری چندمرتبه از دستادوردها برزگ خواهد بود.ضعف وناتوانایی ها: حکومت کرزی ازلحاظ انجام امور مدیریتی درعرصه حکومت داری ،نظم و قانون مداری ، ایجاد امنیت ،ثبات وزمینه اشتغال به ناتوانایی ها متعدد روبرو بوده است .حکومت کرزی در طی مدت هفت سال با وعده های دورغین زمان را سپری نموده است .مردم افغانستان در این مدت ادامه اختناق ،خشونت ، جنگ ،آدم کشی، بیکاری ، گرسنگی ، ظلم وتعدی ،جنایات وعملکردهای ضدی بشری سالهای قبل را که ازحاکمیت مسبتدانه دولت ها مانده بود باردیگر تجربه کرده اند ومیکنند. حکومت که در افغانستان مستقراست ازجمله کشورهای درجهان محسوب میشود که بصورت گسترده فساد اداری ،قاچاق مواد مخدر را در سطوح بلند رهبری تجربه میکند. مافعیت از قانون وعدم تطبیق قانون بصورت یکسان بالای تمامی اقشار جامعه ومخصوصا زورمندان از موارد اند که عدم توانایی حکومت کرزی را درساحه حاکمیت قانون نشان میدهد.از آنجاییکه شخص رئیس جمهور از لحاظ انجام وظایف در سطح کلان مدریتی ­- سیاسی یک انسان ضعیف وناتوان است. ونیز اتکای وی به افراد واشخاص قبیله گرا وجنایت کار سبب شده که هیچگاه نتواند آماده گی برای ایجاد یک اداره سالم وکارا بگیرد ،بلکه همیشه برای دوام قدرت وحفظ قدرت اش ازترفند های سیاسی ومعامله گرایی که ضربه قوی درپروسه دموکراسی وحکومت مردم سالار است استفاده برده ومیبرد. ضعف وناتوانایی در بیناد واساس این حکومت گذاشته شده است چرا که علمکردها درسطوح رهبری ،با خیانت ، عدم کفایت وبی پروایی یکجاه شده است و مردم را درقهقرا کشانیده است. رهبری درحکومت که توانایی ودرایت نظارت برانجام وظایف وزیران اش را را نداشته باشد واکثریت عاملان بزرگی حکومتی برای غارتگری بی اندیشند. بعید نخواهد بود که مردم در بعضی ولایات ازجنگ وخشونت گروه طالبان ،نیروهای ائتلاف ودولتی ، واز چپاول گری وغارتگری تعدادی از والیان وقوماندان امنیه در امان باشند.امروزه قاچاق مواد مخدر وبه یغما بردن آثارباستانی اکثراً توسط کارمندان بلند پایه حکومتی صورت میگرد.حکومت فعلی درتقویت روابط سازمانی برای ایجاد مکانیزم اداری از بی برنامه گی رنج میبرد.مدیران فاقد اندیشه ودرایت حکومت که اکثراً سواد خواندن ونویشتن را بصورت درست ندارد انجام کارهای برزگ مدیریتی دور از امکان خواهد بود که انجام دهند.کمتوجه ی ها: وقت حرف از کمتوجه ای زده میشود اولاً فکرمیشود که یک سازمان سیاسی- اداری دارای قوت ونیروی عملیاتی برای پیشبرد امورمربوطه بوده ،اما بنابر به بی علاقه گی ویاهم مشکلات ومعضلات در راستایی خدمت خود را مصمم ندانسته وانجام وادای وجیبه نکرده است ، درحالیکه چنین موارد کمتر به نهاد های حکومتی افغانستان قابل انطباق است.دولت که مدیران کلان آن کم سوادبوده و وفاقد اندیشه ی خدمت برنظام ومردم اندپس واضح میشود ، ، چراکه بنیاد واساس حکومات درافغانستان به همین وضعیت کمتوجه ی وعدم مسؤلیت پذیری گذاشته شده است. کمتوجه ی شخص رئیس جمهوروتیم همکاراش درعرصه های تامین امنیت ،ثبات،بازسازی ،معارف ،تحصیلات ،رفاه وآسایش شهروندان از بی برنامه گی و نبود سواد کافی ،ازعدم داشتن باورواندیشه خدمت منشاء میگرد.امروزه مسؤلان بلند پایه حکومتی ازمرفه ترین وضعیت زندگی برخودار هستندو از فارغت وبیکاری واز اقتصاد بلند شان در جشن سالگرد تولد، شب شش ،... وغیره اولادهای وسایراقارب شان مصروف هستند ، درحالیکه برای مردم مظلوم وبیچاره ما پیدا کردن یک قرص نان رویا است ودرایران وپاکستان مهاجرت میکنند وچی توهین وتحقیر، تعدی وظلم را نیست که تحمل نمیکند.اما معیشت وآسودگی رهبران ما به اندازه بلند رفته است که باید در دوبی ،کشورهای غربی وآسیاه میانه برای سیروتفریح بروند.بنابرین حکومت کرزی در طی هفت سال طوریکه باید درزمنیه آسایش ورفاه مردم وظرفیت سازی و بلند بردن نیروی کارآموزده سعی میرورزید ومردم افغانستا ن را از احداقل امکانات برای زندگی درکشورجهان سوم نظیرافغانستان برخورد دارمیساخت توجه ننموده است.بانظرداشت به کمک های هنگفت مالی کشورهای کمک کننده که در افغانستان صورت گرفته است ،تا هنوزمعارف وتحصلات عالی کشورما دارای شیوه درسی بامعیارهایکه در سطح کشورهای منطقه تدریس میشود برای دوره مکاتب ولیسانس ندارد .بنابرین درتمامی عرصه ها نقاط ضعف این حکومت واضح شده است.جنایت وخیانت درطی این هفت سال: ازآنجاییکه تاریخ افغانستان گواهی میدهد که کمتررهبر سیاسی وحکومتی بوده است که مرتکب جنایت وخیانت نشده باشد، بلکه چیزی را که مردم درتاریخ این کشور تجربه دارند و بالای شان تحمیل شده است ظلم ،تعدی،تجاوز،خشونت وچپاولگری میباشد. بنابرآن خیانت وجنایت چیزی نو دراین سر زمین نیست بل ازطرف اکثر زمامداران درگذشته وحال بالای مردم ما انجام یافته است .بدین لحاظ هرگاه خواسته باشیم جنایات وخیانت های که در مدت هفت سال حاکمیت آقای کرزی صورت گرفته است ردیف بندی کنیم کم نه نخواهدبود، بلکه منوال حکومات گذشته خود را تکمیل میکند ، این اعمال جنایتکارانه که مردم ما را در دشوارترین حالت و وضعیت قرارداده است ناشی از اهمال ورزیدن ، عدم صداقت وتوانایی در انجام واجرای وظایف توسط عده زیاداز ماموران حکومتی میباشد. لازم است چند مورد واضح خیانت وجنایت این دوره استفناک ورکتبارتاریخ کرزیی نیز تذکر بدهیم .1- اولین موارد واضح خیانت در مدت حکومت کرزی نقض چندین مراتبه قانون اساسی میباشد که جناب شخص رئیس جهمورخودشان متاسفانه ا ز عاملان وحامیان اصلی این خیانت بزرگ هستند.تعویق انتخابات که از ترفند های سیاسی رئیس جمهور خوانده میشود برای تمدید مدت حکومت اش برخلاف نص صریح قانون اساسی میباشد.تقرری های مدیران بلند پایه حکومتی نیزبر مبنای ملحوظات قومی ولسانی، حمایت از گروه های جنایت کار ومافیای مواد مخدر ازموارد اند که تطبیق قانون را و نهادینه کردن فرآیند دموکراسی را وعدالت اجتماعی به مخاطره می اندازد.2- نگرش های قبیلوی درایجاد کمیسیون ونهاد های قومی درحکومت آقای کرزی قابل ملاحظه است ونمونه های زیاد این رویکردها رامیتوان بامثالهای ازکمیسیون تحکیم صلح ،وزارت سرحدات وقبایل...... ومصارف گزاف درجرگه امن منطقوی واضح کرد،که جزء مصرف نمودن پول های بی حساب وظیفه دیگری را به عهده نداشته اند.3- کشته شدن افراد ملکی وبی گناه به اثر بمبارد مان نیروی های امریکائی وهم پیمانان اش. قتل افراد واشخاص بی طرف درجنگ توسط نیروی های متعصب طالبانی در مناطق مختلف کشور بعنوان جاسوس دولتی ونیروی های امریکایی نیزاز موارد است که درطی این هفت سال تحقق یافته است.4- حمایت از جنایت ونگرش های قبیلوی افراد واشخاص قوم گرای وبحران زا و تقرریافتن آنها به سمت های بلند دولتی به مناسبات قومی ،لسانی وملحوظات سیاسی.5- شکل دادن حکومت بر مبنای قومیت از موارد دیگری است که فرآیند ملت شدن را به مخاطره مواجع نموده است . تقسیم رده های بلند حکومتی بخاطر حفظ وبقای قدرت شان ازابزارو وسیله اند که آقای کرزی به معامله میگرند،واصل سایشته سالاری واصول دموکراسی را فدای تداوم استمرار موجودیت شان نموده است وحکومت را بر روابط قومیت سوق وسوی داده است .عنوان کردن مشارکت سیاسی بر مناسبات قومی بصورت فیصدی قومی ازگزینه های غیردموکراتیک وخلاف اصول ملت باوری است واین مسئله باعث میشود، که اذهان عمومی جهت قومی ولسانی بگیرد.بدین اساس تمامی معامله گران قومی بخاطرتداوم قدرت شان ازاین ابزاروسایل استفاده میبرند. درحکومت کرزی یکتعداد وزیران ودیگرافراد معامله گر بی شرمانه برای جلب توجه براقتدار وحاکمیت قومی وقبیله ای شان اعلام میکنند که رای دادن به آقای کرزی متضمین 20 فیصد قدرت دولتی برای قوم ماست،ویا معامله گران دیگری میگویند درصورت حضورخودشان دردستگاه ای حکومت حمایت ازمجاهدین است،ویا هم شخص دیگری میرویس جان پسرکرزی را میانجی میان خودش وپدرش خطاب میکند وباریختن اشک های ودروغین مردم را اغفال میکنند.این معامله گرایی های آقای کرزی که اندیشه از ملت – دولت ندارد میتواند کارآی برای حفظ قدرت اش داشته باشد.اما اینکه سرنوشت مردم درگرو رهبران قومی میماند برای آقای کرزی فرق ندارد.هرگاه مشارکت درانتخابات صورت قومی خودرا ازدست ندهد نمیتوان گامی درتقویت ملت شدن برداشت پس باید به معامله گرایی های نقطقه پایان گذاشت.6- گرجه موارد خیانت در این مدت بسیار زیاد میتواند باشد ، اما قاچاق مواد مخدر ، آثارتاریخی و باستانی کشور توسط حلقات دولتی وافراد زور مند نیزازجنایت بزرگ دراین مقطع خوانده میشود.درنگی در نقطه پایان: ازآنجایکه رئیس جمهور فعلی ما برخلاف نص واضح قانون اساسی کشوربه قدرت تکیه زده است ،اکنون بصورت غیرقانونی به وظیفه اش ادامه میدهد، چراکه وظیفه رئیس جمهور مطابق بند دوم ماده شصت یک قانون اساسی دراول جواز سال روان تمام مییابد. اما باتوجه به سوگند که رئیس جهمور یاد کرده بود. قانون اساسی را حمایت میکند، اکنون نیز ازتمامی ابزار دست داشته حکومتی یک از نامزدان ریاست جمهوری کشور میباشد.ازطر ف برخلاف قانون انتخابات از قدرت دولتی برای ستاد انتخاباتی استفاده میبرد. والیان اکثرولایات تا اینکه مصروف کارهای حکومتی باشند در کمپاین های جناب شان اشتغال دارند. واضح خواهد بود که درصورت برنده شدن رئیس جمهور فعلی در انتخابات بار دیگر مردم ما ادامه خیانات وجنایات را متحمل میشوند. در روایت دیگرکه انتخابات بیش ازاغفال وفریب مردم چیزی دیگربوده نمیتواند،چراکه شفافیت وسلامت انتخابات قبل ازبرگذاری آن مشخص شده است. شخص مورد تایید ودلخواه ازطرف اداره امریکا دعا میگرد،با آنهم لازم است که مرد م ما تصامیم عقلانی شان رادرعرصه های سیاسی، اجتماعی واقتصادی شان اتخاذ نمایند وبه سرنوشت شان بی اندیشند، تا اینکه زمینه برای حل بحران های موجود در افغانستا ن پیدا شود وبه جنایات رابه نقاط پایان برساند.اینکه  

 

  

 
يادداشتهاوبرداشتهاازشرايط کنونی درافغانستان مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(1 امتیاز)
نوشته شده توسط دختران اصلاح طلب   
دوشنبه ، 18 خرداد 1388 ، 12:57

 

 

افغانستان يکی ازمراحل خطيرخودرادرتاريخ سی سال اخيرميگذراند.دستآوردهای شش سال اخير درنتيجه خشونت جدی طالبان والقاعده،ضعف اراده بين المللی درمبارزه همآهنگ عليه تروريسم ومراکزاصلی آن درمنطقه،مصافهای روزافزون منطقوی وعدم اعتمادروزافزون مردم برحکومت زيرتهديد قرار گرفته است.شش ساليکه ازسقوط طالبان ميگذردهنوز کشورمابابحران حکومتداری روبروست.فسادلجام گسيخته ازبالاتاپائين دراداره،نبود همآهنگی ميان ارگانهای دولتی،عدم ثبات درسياستهای داخلی وخارجی دولت،خودسری برخی اززورمندان داخل دولت واقارب شان در بيرون ازدولت،نبودمجازات ومکافات بنابرعدم تطبيق جدی قانون وبالارفتن قيمتهای موادغذائی ونفت دراين اواخرعوامليست که فاصله ميان دولت ومردم رابيشترازپيش تشديد نموده است. علاوتا" موجوديت برخی ازواليها،قوماندانها ومامورين عاليرتبه دولتی نزدمردم بحيث تخطی کنندگان حقوق بشرپنداشته ميشوندو اين عامل ديگريستکه اعتمادمردم رانسبت به حاکميت قانون،دموکراسی واداره دولت سلب کرده است.مردم ازحکومت نه تنهااعمارمنازل سرکها،مکاتب ومراقبت از صحت عامه را توقوع دارندبلکه ايضا"امنيت وعدالت رانيزميخواهند،اماحاکميت کنونی بيشتربيک تشکيلات نامتجانس وفاقدبرنامه تبديل گشته که آن هربخش آن خودمختار ودرپی سودوسودای خويش درتپ وتلاش است. گزارش اخيرايشيافونديشن درباره افغانستان حاکيستکه درجه حمايت مردم ازحکومت به 38درصدپائين آمده است.بناء" آن اجماع مثبت که درساليان قبل نسبت بدولت وجودداشت اکنون به اجماع منفی تبديل گرديده است. فعاليتهای طالبان بحيث يک تهديددرقصيرالمدت خطرجدی نيست،اما پائين آمدن مشروعيت دولت دراذهان عامه خطربزرگتردرطويل المدت تلقی ميگردد .قابل يادآوريست که جنگ وبی امنيتی که پس ازسال 2004تشديد گرديده ناشی ازنيرومندشدن طالبان نيست،بلکه سياستهای اتنيکی غير متعادل دولت وپافشاری آن به تداوم اين سياست عليرغم تقاضاهای متعددمردمان ولاياتيکه اکنون جنگ درآنها تشديد يافته موجب گرديدتا افراد ناراضی ولايات متذکره سلاح بردارند ودرگروپهای مستقل جداازطالبان عليه حاکميت موجود بجنگنند.اشاعه وتوسعه کشت کوکناراز163000هکتاردرسال2006به193000درسال 2007عامل ديگريستکه نه تنهاطالبان راتقويه کرده ،بلکه باعث فاسدشدن رهبری حکومت نيزشده است.چنانچه دراوراق تحليلی بنام«مرورتصنيف شده سياست ايالات متحده امريکادرافغانستان تحت رهبری جنرال دوگلاس ليوت»شرايط افغانستان "ترسناک"خوانده شده ومنجمله آمده استکه:«تشدد در5سال اخير543درصد،کشت کوکنارازسال 2003باينطرف 100درصدافزايش وحمايت افغانها ازقوای بين المللی درچندماه گذشته به33درصدتنزيل نموده استجنگ سی ساله اخيربطوراعم ،بی نظمی هاوخودسريهای پس ازسال1992بطوراخص ارزشهای اجتماعی،اخلاقی،مذهبی وسياسی رابشدت صدمه زده است.اين ارزشهاکه عامل بازدارنده جرم وجنايت درزندگی شخصی واجتماعی مردم درهرجامعه ای تلقی ميشونددرتأمين ثبات وامنيت درجوامع بشري نقش بسزادارد.اکنون که اين ارزشهای معنوی تاحدودزيادی بی اعتبارساخته شده اند بخشی ازبی امنيتی های موجودازقبيل اختطافهاوقتلهای غيرسياسی، دزدی، تجاوزبه زنان وبخصوص عليه دختران خوردسال درمرکزوولايات قسما"ناشی ازهمين فاجعه ميباشد.مادرمرحله اعماردولت قرارداريم که ظرفيت سازی برای بالابردن موثريت کاردولت جزء لاينفک آنراتشکيل ميدهد.عقل سليم ازماميطلبدکه تاايجاد ظرفيت های جديدکه مسلما"تا20سال رادربرخواهدگرفت،استفاده ازظرفيت های موجوداعم ازنظامی وملکی که درطول حکومتهای متوالی ايجادشده است برای بالابردن ظرفيت کاری دولت ورفع فساد دراداره بکارگماشته شود.احصائيه هاحاکيستکه درکشورما درحدود7500افسرتعليم يافته پوليسو65000 افسراردوجودداشته است.هرگاه فرض رابراين بگيريم که 20درصداين افسران برحمت ايزدی پيوسته و10درصدآنان به سن کهولت رسيدهباشندازتعدادباقيمانده آنانی که درهيچ جرم وجنايتی دخيل نباشند ميتوان درشرايط موجودبرای اعتلای ظرفيت کاری اداره دولت استفاده برد.تجربه ساليان اخيربروشنی نشان ميدهد که هررژيميکه سياست کادری راتابع سياست تنگنظرانه ايدئولوژيک خودساخته اندبه چه نتايج فاجعه باررسيده اند.افغانستان کشورکثيرالقوم است.به تقصيرجنگ سی ساله اخير،سياستهای قومی احزاب سياسی قومگراء وهکذاتحريکات برخی ازممالک همسايه ميان اقوام مختلف ساکن کشورمرزايجادوجامعه مارامنقطب ساخته که اين حالت خطرجدی برای هويت ووحدت ملی مامحسوب ميشود.آنچه مسلم است اينکه ناتوانی دولت درحل مسايل موردمنازعه ميان اقوام مانندمنازعه بين کوچيهاوهزاره ها،ناديده گرفتن توازن دربازسازی ولايات مختلف وانتصاب افرادبی کفايت، متعصب وحتی تخطی کنندگان مشهورحقوق بشردرمقامات حساس ولايات نيز نقش بسيارمنفی درتشديد انقطاب کنونی جامعه داشته است.مردم ازلحاظ اقتصادی نيزدرشرايط بدی بسرميبرند.صعود قيم دربازارهای افغانستان بخصوص پس ازبالارفتن قيمتهای موادسوخت وموادغذائی درسطح جهان،بيرون کشيده شدن مقدارقابل ملاحظه سرمايه بخارج ازکشوربنابروضع خراب امنيتی ووجودفسادگسترده دردستگاه اداره دولت موجب شده که اشتغال تنزل کندو چشمه های عايداتی مردم يکسره کورگردند.کتله عظيم بيکاران که ازبام تاشام درانتظارکارچشمک ميزنندبه اضافه موجوديت گروه کثيری ازگدايان اعم اززن ومردوطفل درکوچه های شهردرپهلوی هوتل های لوکس بلندمنزل منظره غيرمتعادل ووحشتناک کابل کنوني راتشکيل ميدهد که سناريوی تفسيربدوی ثروتمندان غارتگرتازه بدوران رسيده را ازاقتصادبازارآزاد درکشورمابه نمايش تعقيب سياست درهای باز وبدون استراتژی ملی ازجانب دولت که باعث توريد کالاهای صنعتی وزراعتی ارزان وبی کيفيت از ممالک همسايه مانند چين،پاکستان، ايران وتاجکستان ميگردد، قشرصنعتگران،پيشه وران وهکذادهاقين خرده پا راکه بدون حمايت گمرکی دولت توان رقابت رابااموال مشابه وارداتی ندارند درمعرض ورشکستگی قرارداده است.اربابان اموردرکابل طی ملاقات بانمايندگان پيشه وران هدايت صادرکردندکه آنها بايدبااستفاده از رقابت آزاد دربازاربرقابت بااموال مشابه وارداتی درمارکيت برآيند.نمايندگان پيشه وران درجواب شان پاسخ دادند:"زمانيکه دولت مادرعرصه سياست و اقتصاد توانائی رقابت رابادول همسايه پيداکردآنگاه ما نيز برقابت بااموال شان برخواهيم خواست،اماتافرارسيدن آن زمان شمابايدماراکمک کنيد."خصوصی سازی به کندی ولی بدون برنامه، استراتژی ووضع محدوديتهای قانونی برای خريداران مالکيت دولتی جريان دارد.بگفته برخيها فابريکاتيکه تاکنون بفروش رسيده اند تقريبا"همه بدون قيد وشرط بوده ومکلفيتهای خريدارقبل وبعدازفعال ساختن فابريکه درقراردادفروش درج نگرديده وبهمين دليل است که بعضی ازخريداران پس ازتصاحب فابريک،به اخراج قسمی کارگران آن پرداخته وهدف برخی ديگر ازخريدفابريکه نه فعال ساختن مجددآن بلکه منظورصرف تصاحب زمين فابريک بوده که درهردوصورت اشتغال راصدمه زده اند. منظورازيادآوری اين مطلب مخالفت باخصوصی سازی نيست،هدف ازنگارش اين سطوربی نظمی بی بندوباری وخودسريهایيست که درروندخصوصی سازی جريان دارد.بنظرمن درج وظايف،مکلفيتها ومسئوليتهای مالکين جديدسکتورخصوصی درقراردادفروش به آنهاوتعقيب قضائی پيگيرازچگونگی رعايت مندرجات قراردادمتذکره برای جلوگيری ازسوءاستفاده هادرين عرصه يکی ازشاخص های دولتمداری خوب راتشکيل ميدهد.مطلب ديگردارای اهميت حياتی اينستکه دولت درصورت ايجاب شرايط، توانائی مداخله درمارکيت رابرای ايجادثبات درقيمتهای بازارندارد.رفع اين کمبودمستلزم آنستکه تادولت ذخايراستراتژيک خودراايجادکندوازسوی ديگر به تأسيس ارگانهائی بپردازدتاازطريق آنان عندالموقع درمارکيت مداخله کند.تجربه دولتهای متوالی تاسال1992حاکيستکه سيستم اقتصاد مختلط وکوپراتيفی(مانندکوپراتيفهای دهاقين ومامورين)وايجاد ارگانهای مرتبط بآن که شامل استفاده ازتمام سکتورهای اقتصاددرراه تأمين انکشاف ميشد،هم نقش اساسی ومهم رادراعمارپروژه های زيربنائی وهم درثبات قيمتهای مارکيت ايفاء ميکرد.بايدبخاطرداشتکه نظام اقتصادی بازارآزاداصول ومتون مطلق نيست،بلکه هرکشور(مثلا"هندوستان،ممالک عربی،برخی از کشورهای افريقائی وغيره) ياجمعی ازکشورها (اتحاديه اروپا)آنرا براساس منافع ملی خودتعريف ومطابق آن مودل اقتصادی شانراعيارميسازند،زيراهدف هردولت ازانتخاب يک نظام اقتصادی فی النفسه خدمت بکدام نظام اقتصادی خاص نيست،بلکه گماردن نظام اقتصادی خاص درخدمت منافع ملی خوداست.هرگاه اصل فوق وتجارب تاريخی کشور خود راپس ازجنگ عمومی دوم راهنماقراربدهيم ناگزيربه اين نتيجه منطقی ميرسيم که درشرايط خاص افغانستان مداخله دولت دريک حد معين جهت عرضه خدمات اجتماعی بسود قشرهای ناتوان جامعه الزامی ميباشد. بخصوص درشرايط کنونی که روند اعماردولت درآجندای روزقراردارد بهرپيمانه ايکه دولت خدمات اجتماعی بيشتر رابمردم عرضه کندبهمان پيمانه مردم رابجانب خودجلب نموده وبدين ترتيب فاصله ميان مردم ودولت راکاهش مييبخشدازآنچه گفته آمديم چنين استنتاج ميکنيم که کمبوديهای وضع موجودبخاطرنظام ناپذيری مردم افغانستان نيست.مردم ماخواهان نظم،تطبيق قانون،امنيت،کاروجلوگيری ازفسادلگام گسيخته موجود هستندواين همان خواست ايستکه حکومت کنونی ازاجرای آن عاجزاست.فقط يک حکومت با کفايت، کارآء وبا اقتداردرتمام قلمروکشورکه افراد تجددخواه،متعهدودارای تخصص تکيه گاه آن باشندميتواندآئينه دارآرزوهای يادشدۀ مردم زجرکشيدۀ مادرآينده قرارگيرد.من اکيدا" باين باورم که جنبش دموکراتيک کشورمادارای ظرفيت بسياربزرگ است،اماتشتت وپراگندگی ميان اين نيروی بزرگ امکان بازی بزرگ رادرميدانهای بزرگ ازاين نيروی بزرگ سلب کرده است.تفاوت دربينش ازشرايط ملی،ناديده انگاشتن شرايط نوين جهانی،فرقه گرائی،خودمحوری و خود خواهی باعث شده تابرخی ازاحزاب وگروههابجای تکيه بر اشتراکات،هويت شانرادرتعارض باديگران جستجونموده وخودرا بااشتباهات کرده و ناکرده ديگران تبيين نمايند.تشديدبحران اقتصادی-اجتماعی وسياسی کنونی بمثابه نتيجه بلامنازع نيرومندشدن نيروهای افراطی،ضددموکراسی واقتدارگراء ازهمه ميطلبدتابرتفاوتهاهرچه زودترفايق آمده وبرای اتحادوهمگرائی ازاين ذخيره گاه بزرگ فرهيختگان وطن برای ايجاديک سازمان سرتاسری، دموکراتيک، همبسته و نيرومنداستفاده نمايند. باهمه کمبود،نواقص وشرايط خطيری که اکنون دامنگيرکشورومردم ماهست مايه اميد درشرايط موجود بيداری نيروهای دموکراتيک درجنبش تجدد خواهی کشورماست.درمفاهماتی که من درباره اتحادنيروهای دموکراتيک وطن ما طی سفراخيربکابل باعده ای ازسازمانهای عضودرجبهه ملی-دموکرات افغانستان ،حزب متحدملی،محترم شيرمحمدبزرگر مسئول نهضت فراگيربرای ترقی ودموکراسی افغانستان ويازده سازمان ديگريکه همين اکنون برای وحدت تشکيلاتی مصروف مذاکره اند،انجام دادم باين نتيجه رسيدم که جنش تجددخواهانه کشورماميرودکه ازخمارشکستهای قبلی بيرون آيدکه ايجاد جبهه ملی-دموکرات افغانستان مصداق ادعای ماست.جبهه مذکور همين اکنون برای ايجاد اجماع نظرکليه جزايرپراگنده نهضت دموکراتيک افغانستان بخاطرتشکل موضعگيری واحد ازجانب تمام اين جزايردرباره مسايل مبرم افغانستان و منجمله تأمين وحدت عمل درحمايت ازيک کانديدواحد درانتخابات قريب الوقوع رياست جمهوری وانتخابات پارلمانی آينده مصروف کاروتلاش ميباشد.بدينوسيله ازتمام جرايد،اخباروسايتهای متعلق به نيروهای دموکراتيک چه درداخل وچه درخارج ازافغانستان توقوع برده ميشودکه اخبار ونشرات مربوط به جبهه ملی-دموکرات رامربوط بخوددانسته وباچاپ ونشرآنهادرجرايد وسايتهای خويش ازصدای اتحاد و وحدت پشتيبانی کنند.دراخيرجادارديکبارديگربااغتنام ازين فرصت تمام احزاب،گروههاوسازمانهائی راکه علاقمنداتحاد واتفاق ميباشندصميمانه فرابخوانيم که باتکيه بروجوه اشتراک برای ايجاد اتحادهای گسترده تروعميقترکه ضرورت وقفه ناپذيرشرايط کنونی راتشکيل ميدهد،درهای تفاهم،گفتگوومفاهمه راباهم بازنموده تا باشدکه درتشکل واعمار اجماع ملی که کارآن عنقريب درافغانستان سازماندهی خواهدشد نقش شايسته شانرابمثابه پيشقراولان وطلايه داران نهضت تجددخواهانه کشور ادا کرده بتوانند.بدون اتحادواتفاق های طولانی يامقطعی که گام اول بسوی وحدت عام وتام تشکيلاتی آينده ميباشد،نه ميتوان از حضوردرعرصه سياسی افغانستان حرف زدونه ميتوان برروندبازسازی کشورتأثيرگذاربود. 

 

 
چرا از داکتر عبدالله حمایت میشود؟ مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(1 امتیاز)
نوشته شده توسط استاد داوود عرفان   
شنبه ، 9 خرداد 1388 ، 18:46

داكتر عبدالله از نسل دوم رهبران جهاد و چهره نام آشناي مقاومت افغانستان و از معدود شخصيت هايي است كه به حيث سفير سيار مقاومت و زبان ديپلماسي آن عمل كرده و در يك مقطع در صحنه سياسي كشور نقش برجسته و بارزي ايفا كرده است.

وي به لحاظ درگيري با حوادث و تحولات سياسي سه دهه اخير كشور، هم با مشكلات و پيچيدگي هاي سياسي -اجتماعي آن آشناست وهم بافت منطقه اي و سياست ها و عملكردهاي كشورهاي منطقه در قبال افغانستان را به خوبي مي شناسد، به همين خاطر يگانه گزينه اي است كه مي تواند ميان سياست هاي نا متوازن منطقه اي و جهاني، توازن و حتي هم سويي در جهت ثبات منطقه و تأمين منافع ملي كشور ايجاد كند.

دوشنبه اين هفته اجتماع عظيمي به حمايت از داكتر عبدالله در كابل برگزار شد. در اين اجتماع، مشخصات جالبي به چشم مي خورد كه در كمتر اجتماع و محفلي قبلاً ديده شده بود.

 اولين مشخصه، تركيب انساني اين اجتماع بود كه در آن از همه اقشار اجتماعي و گروه هاي قومي و زباني در كشور مشاهده مي شد. نمايندگان همه طيف هاي اجتماعي اعم از زنان، جونان، فرماندهان جهادي، علما متنفذين و اتحاديه هاي صنفي در اين همايش حضور يافته بودند و از لحاظ تركيب سمتي و زباني نيز همه گونه رنگ و چهره و زبان در آن به نظر مي خورد كه همگي حول محور يك هدف و به خاطر يك آرمان مشترك گرد آمده بودند.

بهانه اجتماع اگر چه پيوستن گروهي از اعضاي تيم كمپاين آقاي جلالي به كاروان انتخاباتي داكتر عبدالله بود؛ اما گستردگي حضور مردم در اين همايش، فراتر از اين مساله بود و از شوق عظيم آنان براي حمايت از كانديد مورد نظر خود و عقد پيمان همكاري با وي حكايت مي كرد.

 
میراث ماندگار... مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
(1 امتیاز)
نوشته شده توسط دختران اصلاح طلب   
شنبه ، 9 خرداد 1388 ، 18:32

میراث ماندگار یک ریس جمهور

روز گذشته زمانی که نام های نامزدان انتخابات ریاست جمهوری را مرور می کردم، این سوال در ذهنم خلق شد که چه عواملی چهره های گمنام این سرزمین را برای ثبت نام در این برنامه ی مهم واداشته است. بدون تردید اگر کارنامه های بسیاری از نامزدان و معاونان آنان به بررسی گرفته شود، به خوبی می توان پی برد که میزان توانایی آنان در اداره ی کشور ‌تا چه میزانی خواهد بود.

به نظر می رسد که از دید این تعداد از نامزدان ‌قصه ی ریاست جمهوری،‌ همانند قصه های دیگر مانند آزادی، دموکراسی، حقوق بشر و ... مفت بوده و از همین منظر است که عده ای را شوق بر آن شده که  برای دست یابی به این سمت وارد رقابت شوند. بدون تردید کارنامه ی چند ساله آقای کرزی و الگوی حکومت داری وی سبب شده تا نگاه به جایگاه ریاست جمهوری یک نگاه تحقیر آمیز  باشد، به طوری که هر کوچه و بازاری خود را شایسته ی این مقام می پندارند. آقای کرزی با شیوه ی کاری خود الگو و میراثی از حکومتداری را به جا گذاشته است که اکنون برای بسیاری از شهروندان این جایگاه به عنوان یک جایگاه فاقد مسوولیت، ‌اقتدار و  اتوریته ی رهبری به شمار می رود. بیشتر نامزدان گمان می کنند که زعامت سیاسی در افغانستان یک کار ساده و بی مسوولیت خواهد بود. به باور این عده، آقای کرزی با پول کشورهای خارجی و در سایه ی امنیت نیروهای بین المللی، به جز ملاقات با مشران قوم و صرف چای و نهار کار دیگری در روزهای رسمی انجام نمی دهد و اگر مسوولیت ریاست جمهوری چنین باشد، بسیاری از اربابان سیاسی می توانند با همین شیوه بهتر از کرزی سیاست روزمره ای را به پیش برده و اجرا نمایند.
متاسفانه همین دید و روحیه سبب شده که برخی از  نامزدان یک شبه تصمیم به نامزد شدن گرفته و به طور ناگهانی و بدون شناخت از معاونان خود به انتصاب آنان اقدام کرده اند. نبود یک طرح تدوین شده از سوی هیچ یک از نامزدان و راهکارهای کلی ‌و بدون در نظر داشت دلایل منطقی و قابل قبول نشان از بی برنامگی نامزدان موجود می باشد. این  نامزدان با الگوپذیری از شیوه ی آقای کرزی به این باور اند که رییس جمهور فقط با وعده های بدون عمل،‌ معامله، ‌احساسات،‌ رشک، ‌فرمان های بدون ضمانت اجرایی و تفرقه افگنی سیاسی، می تواند برای چندین سال به عمر سیاسی خود ادامه دهد.
اما این که آینده ی این سرزمین،‌ مردم و کشور چه خواهد شد، به او هیچ ربطی ندارد. با این وصف می توان گفت که آقای کرزی هر چند خود یکی از نامزدان است، اما کارنامه ی او بدآموزی های زیادی را برای دیگر نامزدان به همراه داشته است و اکنون به آن تمسک می شود.

 

 
<< شروع < قبلی 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 بعدی > انتها >>

صفحه 10 از 11